دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي محسن رحیمی (مهرداد شفق)
![]() محسن رحیمی (مهرداد شفق) |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
آه که چیزی از این نیستددهشتناک تر
آتش را
که روزی میان خیال خاکستر خود
به زانو خواهد نشست
بیشتر شعله می کشداز ترس
لیک خاک
ادامه شعر بازديد 5 نفر 11 نمایش
وقتی که باران
بر شانه های خاک
زمزمه می کرد
تمام دست های پنجره
برای بیتوته ی پروانه
باز شد
تا مباد
که آرزوی بدیعش
ظلمی بر بال نازک پرو
ادامه شعر بازديد 10 نفر 34 نمایش
پشت دیوار
باران را به میهمانی
خوانده بودم
شرم زده
که نواله ای جز تن خویش
برسفره نداشتم
حسی غریب
ناگاه
در تمام وجودم پرزد
اندیشه ام
ادامه شعر بازديد 27 نفر 46 نمایش
هزار بار گفته بودمش
که مرا با ماه کاری نیست
من نگاه های اورا در ماه می جویم
اما باز
از گمانی سخت فرسوده
آن هنگام که در خوا
ادامه شعر بازديد 17 نفر 41 نمایش
امروز من دودینه شدم
با دود اسپندی که
پسرک گدا برای صدتومان
به دورم چرخاند
آری
امروز اسفندیار شدم
گریستم و
گریستم و
ادامه شعر بازديد 18 نفر 35 نمایش
امروز من دودینه شدم
با دود اسپندی که
پسرک گدا برای صدتومان
به دورم چرخاند
آری
امروز اسفندیار شدم
گریستم و
گریستم و
ادامه شعر بازديد 25 نفر 46 نمایش
آخرین کبریت اگر که روشن نشود
وای بحال سیگار که شکسته می شود
من در گمان روشن آینه هزار بار
سلام کرده ام
با سیگاری بر
ادامه شعر بازديد 24 نفر 50 نمایش
نمی دانم در سر کدام
جاده احساسم افتاده است
زبانم را در کدام
کوچه ی کودکی فراموش کرده ام
که این گونه با زبان و احساس
بزرگان با تو سخن می
ادامه شعر بازديد 22 نفر 53 نمایش
دیشب شمعی بر مزار
تمام حروف ذهنم رو شن کردم تا دیگر
از ورای اندیشه و حروف وشعر
به تو بنگرم
ابر می بارید
شمع رو شن بود
ولی شعری برای سرو
ادامه شعر بازديد 17 نفر 40 نمایش
بافت های غزل دیگر شاعرانه نیست
راز های مه و شاعردیگرعاشقانه نیست
شاعران ز قصیده دم می زنند همه
آن زمان که غزل شعر جاودانه نیست
پول
ادامه شعر بازديد 18 نفر 46 نمایش



