دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي ميثم جعفريان
![]() ميثم جعفريان |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
آن کیست پنهان از نظر ، بر اشك دامن مي زند
ابطال رويا مي كند ، آتش به خرمن مي زند
گه شوق افزون مي كند ، گه ديده را خون مي كند
گه نيك احسان مي
ادامه شعر بازديد 22 نفر 30 نمایش
نوشته های نوجوانیم:
باز امروز هوا
پر شده از مه سرد
همه جا تار شده
من هم اينجا آرام
دور از چشم خدا
از پس پنجره سرد اتاق
دزدكي لذتي از اش
ادامه شعر بازديد 9 نفر 17 نمایش
تو را نشناختم افسوس
تو كه مهر فزونت را هميشه گوشزد كردي
تو كه اصرار ميكردي كه چون تو مهرباني نيست
تو كه درياي لطفت را نميدانم چه كس ديد
ادامه شعر بازديد 22 نفر 37 نمایش
لبت را نشانم بده
دو چشم شبت را نشانم بده
نفسهاي داغت، تبت را نشانم بده
مرا خيس كن از غم عاشقي
مرا آنچنان كه بدان لايقي
به پايت بينداز و مد
ادامه شعر بازديد 22 نفر 49 نمایش
گـفتـه بودند حـذر از تـو و كوي تو كـنم!
سـاده بگـرفتـم و بشكـست سـرم ديـــوارت
در سر زلـف تو پـيچـيدم و بٌبريـــد ســرم
گوشــه تيــغ دو چ
ادامه شعر بازديد 31 نفر 73 نمایش
مهربان بر تو سلام
بر تو كه چون تپش قلب چو خون در رگ خود
كرده بودم به وجودت عادت
بر تو كه بودن من در بر تو
مثل ماهي در آب
مثل عاشق در عشق
مثل
ادامه شعر بازديد 28 نفر 63 نمایش
بادل عاشق من قهر چرا جنگ چه سود
مر تو را كشتن اين آينه با سنگ چه سود
زلف چون نيمه شب تاب خوران سيهت
مخفي از خلق جهان با بزك و رنگ چه سود
بر د
ادامه شعر بازديد 21 نفر 54 نمایش
اين همه رنج كه از طاقت من افزون است
گفت ساقي كه مرا چون قدح گلگون است
گفتم اين قهر ز ناز است ترا يا كه عتاب ؟
گفت اين جمله از اندازه تو بيرو
ادامه شعر بازديد 35 نفر 74 نمایش
از صداي غم پاييز خبر م يآيد
بوي پاييز مشامم پر كرد
باز پاييز و غروب
باز برگ و باران
باز غم در دل من
باز ياد ياران
باز هم خاطره ها
جان من م
ادامه شعر بازديد 19 نفر 45 نمایش
قلب من سرشار از افسردگيست
روح من در اين سرا جان ميكند
رخوتي در عمق جانم ساكن است
من چه بي فردايم
آه من تنهايم
اشك در چشمم ز غم خشكيده اس
ادامه شعر بازديد 29 نفر 76 نمایش



