دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي المیرا اشرفی
![]() المیرا اشرفی |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
من در این آبادی
تنها و غریب
چشم دوخته ام به افق
به دور دست ها می نگرم
خدایم ، نکند شعله امید در دلم خاموش شود
نکند این تنهایی و دوری
مر
ادامه شعر بازديد 15 نفر 42 نمایش
در این روزهای تنهایی
نمیدانم جای خالی ات را
با کدام خاطره زیبایمان پر کنم
زیر باران و برف راه رفتن ها
در آغوش کشیدن ها
عشق بازی ها
ادامه شعر بازديد 11 نفر 38 نمایش
اگر هنوز زیبایی عشقمان در میان است
اگر هنوز روزهای خوش با هم بودن در یاد مانده
اگر هنوز هم می شود به محبتمان قسم خورد
دوباره بیا تا باور
ادامه شعر بازديد 8 نفر 31 نمایش
و من همچنان
به دنبال نیم نگاهی از او
تا دوباره امید در وجودم زنده شود
اما دریغ از نیم نگاهی
با چشمانی پر از تمنا می نگرم
اما چشمان او ب
ادامه شعر بازديد 15 نفر 37 نمایش
اگر سکوت لبهایم را بشکنم
راز دلم فاش می شود
با تمام وجود فریادت می زنم
می خواهم که بیایی
می گویم که بدانی چه عشق بزرگی را
در این سالها پن
ادامه شعر بازديد 18 نفر 49 نمایش
دیگر توان تظاهر و دوری را ندارم
دیگر نمی توانم خود را به صلیب بکشم
تا عشقم را از تو پنهان کنم
و از تن لطیف و پر محبتت بگذرم
دیگر طاقت مقا
ادامه شعر بازديد 12 نفر 37 نمایش
نمیدانم غم دل را چگونه به زبان جاری سازم
وقتی میدانم هیچکس به مفهوم کلامم نمی رسد
فقط سر تکان می دهد که گویی می فهمد
ولی افسوس
غم از دلم
ادامه شعر بازديد 15 نفر 49 نمایش
هیچ فرقی ندارد
که زمزمه های نا مهربانت را
کدامین عنصر پنجگانه به گوشم برساند
موضوع شکستن است
شکستن قلبی دور افتاده
شکستن عشقی دیرینه
ادامه شعر بازديد 37 نفر 68 نمایش
می دانم که می دانی
سکوت سرشار از ناگفتنی هاست
گوش هایت را بگیر
چشمانت را ببند
تا به سکوت من بپیوندی
و صدایم را بشنوی
ادامه شعر بازديد 19 نفر 41 نمایش
مرا تنها بگذار با ابر های درونم
بگذار برای این غرور ابلهانه صبحگاهی چاره ای اندیشم
بگذار تا فرصت له کردن این غرور را بیابم ، قبل از له شد
ادامه شعر بازديد 18 نفر 39 نمایش



