معرفي محمدصادق رزمی


محمدصادق رزمی
جنسيت: تاريخ تولد: سه شنبه 15 شهريور 1362
کشور: ايران شهر: تهران
razmi62


آخرین اشعار ارسالی

آرامش دل

در به در در پی آغوش خدا می گردم
دم به دم در پی آهوی وفا می گردم
سر هر چشه بدیدم رخ مفتون تو را
سر هر دهکده دیدم سر مجنون تو را
چشمه آب حقیقت


به سوی تو

برق شیرین نگاهت آتشی در دل نهاد
دیدن روی نگارت عادتی بر دل نهاد
شهد شیرین رخت را جام می سیراب کرد
آب دریا تشنه ای را تا به کی سیراب کرد
مست


معشوقه

در یک بعد از ظهر گرم تابستانی
در کوچه پس کوچه های بی حوصلگی
در رستوران روح ها
در خیابانی که هم ایران داشت و هم همه زمین
فرشته ای دیدم از اه


عشقم تو

درد دوری از رخت من را چو مجنون میکند
رهگذر در عاشقی من را چو مظنون میکند
نام تو در قلب من بالا و بالا می رود
دیده ات در دیده ام حالا و بالا م


دیده ای

مثل بارانی زنم بر شیشه های دیده ای
مثل مرغی گشته ام درشیوه های دیده ای
ای هوای نور چشمی بر دلی یا دیده ای
ای صدای صور هستی از دلی یا دیده ای


دیوانه ام

آواره ام، ویرانه ام
من عاشقی بی خانه ام
تنها دل و دیوانه ام
من مرغکی بی دانه ام
افسرده ام ، باریده ام
از عشق او نالیده ام
درمانده ام ، خو


ماهِ منی ،کجای روی

ماه شدی، نور شدم
کشتی بی نوح شدم
روز شدی ، دور شدم
آتش بی دود شدم
چشم شدی ،کور شدم
ماهی بی هور شدم
شاه شدی، سور شدم
عاشق بی شور شدم
ناله ش


از آن کوچه

شبی در عالم خفته، گذرکردم از آن کوچه
چو ابریقی در افتاده ، گذر کردم از آن کوچه
تو را دیدیم که آسوده ،گذر کردی از آن کوچه
چو تیری از کمان رف


زندگی آش دهان سوزی نبود

ای فغان از داستان زندگی
قصه ای از راستان زندگی
زندگی آهی و افسوسی نبود
زندگی راهی و افسونی نبود
شادیش با اشک معنا می شود
اشک آن با مشک بر


همراه شو، همراز شو

لاله سرخ حقایق باز شو
بر دل داغ شقایق راز شو
مجمع ظلمت شبان را ماه شو
قصر قلب عاشقان را شاه شو
این جهنم بر دلان را دور شو
چشم ظلم کافران را