دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي محمدصادق رزمی
![]() محمدصادق رزمی |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
در به در در پی آغوش خدا می گردم
دم به دم در پی آهوی وفا می گردم
سر هر چشه بدیدم رخ مفتون تو را
سر هر دهکده دیدم سر مجنون تو را
چشمه آب حقیقت
ادامه شعر بازديد 12 نفر 22 نمایش
برق شیرین نگاهت آتشی در دل نهاد
دیدن روی نگارت عادتی بر دل نهاد
شهد شیرین رخت را جام می سیراب کرد
آب دریا تشنه ای را تا به کی سیراب کرد
مست
ادامه شعر بازديد 17 نفر 38 نمایش
در یک بعد از ظهر گرم تابستانی
در کوچه پس کوچه های بی حوصلگی
در رستوران روح ها
در خیابانی که هم ایران داشت و هم همه زمین
فرشته ای دیدم از اه
ادامه شعر بازديد 11 نفر 25 نمایش
درد دوری از رخت من را چو مجنون میکند
رهگذر در عاشقی من را چو مظنون میکند
نام تو در قلب من بالا و بالا می رود
دیده ات در دیده ام حالا و بالا م
ادامه شعر بازديد 19 نفر 36 نمایش
مثل بارانی زنم بر شیشه های دیده ای
مثل مرغی گشته ام درشیوه های دیده ای
ای هوای نور چشمی بر دلی یا دیده ای
ای صدای صور هستی از دلی یا دیده ای
ادامه شعر بازديد 7 نفر 35 نمایش
آواره ام، ویرانه ام
من عاشقی بی خانه ام
تنها دل و دیوانه ام
من مرغکی بی دانه ام
افسرده ام ، باریده ام
از عشق او نالیده ام
درمانده ام ، خو
ادامه شعر بازديد 14 نفر 53 نمایش
ماه شدی، نور شدم
کشتی بی نوح شدم
روز شدی ، دور شدم
آتش بی دود شدم
چشم شدی ،کور شدم
ماهی بی هور شدم
شاه شدی، سور شدم
عاشق بی شور شدم
ناله ش
ادامه شعر بازديد 24 نفر 57 نمایش
شبی در عالم خفته، گذرکردم از آن کوچه
چو ابریقی در افتاده ، گذر کردم از آن کوچه
تو را دیدیم که آسوده ،گذر کردی از آن کوچه
چو تیری از کمان رف
ادامه شعر بازديد 16 نفر 64 نمایش
ای فغان از داستان زندگی
قصه ای از راستان زندگی
زندگی آهی و افسوسی نبود
زندگی راهی و افسونی نبود
شادیش با اشک معنا می شود
اشک آن با مشک بر
ادامه شعر بازديد 29 نفر 105 نمایش
لاله سرخ حقایق باز شو
بر دل داغ شقایق راز شو
مجمع ظلمت شبان را ماه شو
قصر قلب عاشقان را شاه شو
این جهنم بر دلان را دور شو
چشم ظلم کافران را
ادامه شعر بازديد 15 نفر 72 نمایش




