دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي سید سعيد ميرطالبی
![]() سید سعيد ميرطالبی |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
تینها نيشنم می اوسره نخ داکانم
مرواری مسان اونو تی گردن واکانم
می اوسره جی تی لب اگر تيته زنه
يک چم پيريکم می برمه يا بس ناک
ادامه شعر بازديد 6 نفر 14 نمایش
باران! دل من پيش تو گير ست بيا
دردست عطش سخت اسير است بيا
احساس ترک خورده ی من آه! ببين
خشکيده تراز بغض کوير است بيا
ادامه شعر بازديد 12 نفر 20 نمایش
نوازش های آن دستان خاموش
همیشه دل خوشم کرده ست و مدهوش
که در باران مهرت بی نیازم
ز چتر آهنین قلب سیه پوش
ادامه شعر بازديد 8 نفر 17 نمایش
نام تو به زيبايی آزادگی است
چشم تو ولی معنی دلبستگی است
خنياگری کلام سحر انگيزت
ياد آور آهنگ خوش زندگی است
ادامه شعر بازديد 11 نفر 28 نمایش
عمری دل اگر زچشم تو گفت وشنود
يا اينهمه از چشم سياه تو سرود
سوگند به چشمت که گنه از من نيست
چون که همه ی حرف دلم چشم تو بود
**********
ادامه شعر بازديد 13 نفر 33 نمایش
کسی پرسد اگر زين مرد خسته
دل غمديده ات را کی شکسته ؟
ز دست آشنايان غريبه
جوابی بهتر از اين بغض بسته ؟!
ادامه شعر بازديد 11 نفر 30 نمایش
بر بام دلم هيچ نيايی باران !
خشکيده لبانت نسرايی باران ؟!
در آتش اشتیاق تو می سوزم
دلتنگ توام آه کجایی باران؟!
ادامه شعر بازديد 11 نفر 38 نمایش
اکنون که من از آمدنت بی خبرم
دل را به کف ثانيه ها می سپرم
در حسرت ديدار تو اما به خدا
از قاصدک غمزده آواره ترم
ادامه شعر بازديد 12 نفر 27 نمایش
با عشق من از حس پر و خالی شده ام
خنیاگر شبهای خیالی شده ام
جاری چو غزل باش درونم حتی
آن روز که من جام سفالی شده ام
ادامه شعر بازديد 15 نفر 21 نمایش
لبخند تو يک باغچه معنا دارد
لبهای خموش تو سخن ها دارد
چشمان غزل خوان تو تا اوج برد
آنگاه مرا به شاعری وا دارد
ادامه شعر بازديد 18 نفر 50 نمایش



