دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي محمود رحیمی
![]() محمود رحیمی |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
می نشیند کنار غم هایش،می نشیند به پای تنهایی
مردی ازجنس من که خواهدمرد،غرق درماجرای تنهایی
می خوردبغض درگلویش را،گریه اش رابه ابرمی بخش
ادامه شعر بازديد 73 نفر 86 نمایش
آن شب که او شوق نگاهم را نفهمید
تنها رهایم کرد و-باهم-را نفهمید
آرامشم را با نگاه آبی اش برد
او رنگ دنیای سیاهم را نفهمید
من در خودم جا مان
ادامه شعر بازديد 82 نفر 98 نمایش
نگاه خیسمو از آینه بردار
منو از خاطراتت خط بزن تا
برم گم شم تو آغوش جدایی
بری تا شهر رویاهای فردا
دیگه فرقی نداره دیدن تو
که حتی رنگ چشما
ادامه شعر بازديد 89 نفر 113 نمایش
نمی دونم کجای قصه موندی
چرا تنها به این روزا رسیدم
نمی دونم خبر داری عزیزم
که من طعم لب مرگ ُچشیدم
نمی دونم هوای چشمای تو
حالا ابری شده ی
ادامه شعر بازديد 110 نفر 143 نمایش
دلم گرفته برای شمایی که
به گوشتان نرسیده صدایی که
تمام بغض مرا در گلویش داشت
-نرو عزیز دل من به جایی که...-
و زیر ضربه تنهایی ام امشب
شکسته
ادامه شعر بازديد 50 نفر 72 نمایش
تویی که بی تو پروازم
اسیر دست زنجیره
تموم لحظه ها بی تو
داره از دست من میره
یه جوری رفتی از پیشم
که انگار آخر کاره
که حتی دلخوشی پاشو
تو
ادامه شعر بازديد 81 نفر 135 نمایش
آن لحظه که رفتن را،پاهای تودرسرداشت
انگار سکوت شب،آهسته ترک برداشت
هی غصه تنهایی،هی ضربه ی پی در پی
تنهایی بعد از تو،صد ضربه ی دیگر داشت
ادامه شعر بازديد 83 نفر 130 نمایش
شبی که قصد قدم های تو سفر شده بود
نگاه ملتمس من چه بی اثر شده بود
تمام حنجره ام داد می زد و افسوس
تمام حجم تن* تو دو گوش کر شده بود
نهال زندگ
ادامه شعر بازديد 79 نفر 116 نمایش
از خاطره ها آمد با موی رها در باد
از متن غزل رد شد در قافیه جا افتاد
در حافظه ام وقتی آهسته قدم می زد
یک دفعه دل من ریخت این خانه بی بنیاد
م
ادامه شعر بازديد 68 نفر 111 نمایش
دور از منی و من هم احساس بدی دارم
از دیدن خود سیر و از آینه بیزارم
خور شید که می خوابد در بستر چشمانت
من در شب موهایت با یاد تو بیدارم
تا شو
ادامه شعر بازديد 49 نفر 88 نمایش



