دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي احمد رضا افراشته
![]() احمد رضا افراشته |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
هوش از سرم ربودی با جادوی نگاهت
نبود به هر دو عالم همتای روی ماهت
تا بنگرم به رويت پيش از که خاک گردم
کاش آرميده بودم بر جای خاک راهت
در
ادامه شعر بازديد 14 نفر 38 نمایش
چه شود اى گل نرگس رخ زيبا بنمايى
زنگ غم از دل تنگم به نگاهى بزدايى ؟
چه شود بر دلم اى ماه بر آيى و بتابى
که به يک تابش رويت دل و دينم بربايى
ادامه شعر بازديد 19 نفر 43 نمایش
چون سحرگه آتشی در دل فتاد
جلوه ای زان دلستان آمد به ياد
شب گذشت و آسمان پر نور شد
خواب خوش از پيش چشمم دور شد
تيرگی شد، آفتاب آمد پديد
ج
ادامه شعر بازديد 17 نفر 48 نمایش
ای دلبر ديرينه ام هر لحظه يادت می کنم
نقش رخت در سينه ام هر لحظه يادت می کنم
ديدار ما بس مختصر کمتر ز شامی تا سحر
گشتم ز رويت بی خبر، هر لح
ادامه شعر بازديد 18 نفر 52 نمایش
باز دل شد در پی ياری دگر
خيره و حيران به رخساری دگر
من که دل را پيش از اينها باختم
پس چه سان شد در کف ياری دگر ؟
خوی عاشق پيشگی جانم فسرد
ادامه شعر بازديد 32 نفر 75 نمایش
حال زارم را تویی درمان ، تویی
آن که مشکل را کند آسان تویی
هر دم از عشقت پریشان تر منم
فارغ از احوال ناکامان تویی
رهسپارم بی تو اندر راه
ادامه شعر بازديد 14 نفر 67 نمایش
شب هجر يار آمد ز برم همی روان شد
گل نوبهار رفت و نفس خزان وزان شد
دم رفتن آن دو چشمش بسپردمی به خاطر
که فراق و درد دوری همه سخت تر از آن شد
ادامه شعر بازديد 18 نفر 81 نمایش
گفتم هر آنکه او را همراه و یار باشد
بر رخش کامرانی دایم سوار باشد
گفتم به ناله دل یارم کجاست یا رب
هرگز مباد آن خس کو را کنار باشد
گفتم ه
ادامه شعر بازديد 15 نفر 74 نمایش
چندان مباش ای نازنين در قيد و بند آن و اين
از خيل بدخواهان در آ، با خیر خواهانت نشين
مشتاق ديدار تو ام در هر دم و هر بازدم
دايم اسير گل مشو
ادامه شعر بازديد 56 نفر 175 نمایش



