دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي کاوه.ع
![]() کاوه.ع |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
کلاغ
تنها به خاطر آسمان
پرواز نمی کند
عشق
تنها برای زن ومرد یا افسانه به جوشش در نمی آیند
درخت سرو
تنها برای نشستن یک کلاغ
یا رهگذری زی
ادامه شعر بازديد 11 نفر 65 نمایش
ای کام ز روی عشق
نمی دانم تو چه دیده ای ز روی عشق
که اینچنین میکنیم ارزیابی زشت
درست که من آن کلاغ ام زشت
چرا مرثیه مرا گرفتی به دل
من که ن
ادامه شعر بازديد 3 نفر 26 نمایش
در روزی بارانی اگر بمیرم
باز به شکل کلاغی متولد می شوم
در روزی برفی اگر بمیرم
باز به شکل جای پاهای دیوی زاده می شوم
در روزی مه آلود اگر
ادامه شعر بازديد 28 نفر 58 نمایش
به درون خودم نگاه می کنم،
دل تنگم
می بینم.
که زندگی ام را تلخ می کند،
ز دل تنگم پی دل که چون چشمه آرزو
پر آشوب و افسونگر و دل ربا
هم
ادامه شعر بازديد 8 نفر 41 نمایش
من چگونه ستایش کنم
من چگونه بگویم که این خزان کلاغ
زیباترین بهار ؟
این شب زده مهتاب
به آخرين شعر
می انديشد
چه کسی شعر را تيمار
ادامه شعر بازديد 12 نفر 71 نمایش
غوطهور در نیستی
بوی اسطروقدوس
نقشی ازقهوه
تلخ
مات همچو کلاغ
سیاه روی وغار غارمرده
سرنوشت من جدا ز من
پر زدن میان سروی پیر
ذه
ادامه شعر بازديد 20 نفر 57 نمایش



