معرفي الهام.ش


الهام.ش
جنسيت: تاريخ تولد: شنبه 30 ارديبهشت 1368
کشور: ايران شهر: آباده
elhamjoooon@ymail.com
بخشی از تکبرنامه ی من:
الهام هستم
متولد اردیبهشت
زاده ی خاکی از جنس بهشت
نسبم به آخرین بازماندگان آریایی باز می گردد
مردمانی که خاک ایران را برای زیستن برگزیدند
آنها که قدر این خاک را می دانستند
و همه روز من در این فکرم که...
"آیا آنها مرا از خود می دانند؟؟؟"


آخرین اشعار ارسالی

بی هدف

با يک ذهن خالی
قلم به دست گرفته ام!!خنده دار نيست؟
می نويسم
پاک می کنم
از نو می نویسم
خط می کشم،...گریه می کنم
خسته از هر مصرع و بیتی
چشم


خاطره ی يک نگاه...ويا شايد يک احساس

روی خاطره ی نگاههايت
مکث می کنم،
بالا...
پايين...
وضوح را کم می کنم،
رنگها در هم می آميزد.
زوم می شوم روی مردمک های سياهت
و کاوشی که انگارد


قصه ی شعرای من

قصه ی تموم اون شعرایی که من می خونم
یه حدیث تازه نیست
از دلی شکسته نیست
مال اوج خاطراتم
یه روز بارونی نیست
وقتی شعر میگم،نگام پر میشه ا



لالالالا... چشمای تو...مث الماس می درخشه....
لالالالا... کودک ناز...تو بخواب مثل فرشته.
تو دل آسمون شب ... یه ستاره نخوابیده
اون بیداره تا خود


می نويسم

می نويسم
می نويسم تا بمونه ،نقش اسمم تو نگاهت
می نويسم تا يه روزی ،بياری منو به يادت
می نويسم واسه چشمات ،می دونم کمه ،ولیکن
شايد روزی


تو را دوست دارم

تو را دوست دارم
نه در اوج زيباييت پشت لبخندی از مهر
نه در اوج تنهاييم لحظه ای خالی و بکر
تو را دوست دارم
نگاهت به زيرو صدايت سکوتو دلت شا


سفری رفتمو...

توی چالوس
وقتی پیچ جاده به یه تونل سیاه رسید
قلبم انگار تو مسیر خاطرات
به همون نقطه رسید
تو تموم لحظه های این سفر
یاد تو بودم عزیز
یاد


باغ احساس

وارد باغ بزرگی شده ام
که در آن شاپرکی
در ميان تارها
از تکاپو دست برداشته است...
رود بی آبی طغیان کرده
تک درختی ميبينم
که به پيچک ميگويد


غوغای درون



اين چه شوريست،چه غوغای هراس انگيزيست

من ميان غم تنهايی خود می سوزم

در دلم شوق غمی پنهانيست


تو بمون

خیلی زود می رم از اینجا تو بمون
با تموم خاطراتت تو بمون

من اگه بد،اگه پائیزی بودم
تو که خوبی و بهاری تو بمون
من اگه خیلی دلم س