دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي زوشا بیرانوند
![]() زوشا بیرانوند |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
باز توی دلم
تهمت زدم
به آینه...
دارد چه دردی!
جای نیشگون فرشته*
ــــــــــــــــــــــــــــ
*اشاره به شعر کالبد شکافی
برای
ادامه شعر بازديد 103 نفر 122 نمایش
کودکان گِل گرفته
رخ خيابان را غم نشسته
شيون هاي كشيده
كودكي با كاسه اي شير
سوي باباي خويش
سكوتي دهشتناك
چنگ بر دل مي اندازد
ابد
ادامه شعر بازديد 98 نفر 109 نمایش
دم دمه های غروب
نوازش های باران
توزیع آرامش اذان
دخترک در کوچه های گذر
آسمان می خندید
هیس!
انگار خدا صدایش زد
بگو...
برگونه اش دلی شکفت
ادامه شعر بازديد 102 نفر 125 نمایش
به دنيا که آمدم
او هم آنجا بود
با چشمانش لبخند می زد
دامنش پر از ثانیه بود
پرتاب می کرد
به من که می خورد
در سبدی به نام عمر(زوشا) می ریخت
د
ادامه شعر بازديد 185 نفر 224 نمایش
دانه ای کاشتی بر سینه ام
پروردآن را
اشک دل و دیده ام
در دشت دامنم
کشت ها بافه گشت...
آتش ظلم دیگر
نه من
که به خرمن ادم زده است
ادامه شعر بازديد 94 نفر 110 نمایش
روزی کسی مرا پیدا خواهد کرد
لابلای دفتر پاره های شعرم
مویه گر مرده ها
دم مسیحایی خواهد شد
و باز هم معجزه
ادامه شعر بازديد 144 نفر 162 نمایش
دست و پا مي زد
كمك!
كمكم كنيد!
كسي نبود...
چشمش به آسمان افتاد
خدا نشسته بود انگار دست به چانه
چه مليح لبخند مي زد
مرداب در خود مي ب
ادامه شعر بازديد 136 نفر 158 نمایش
آنقدر تنهام
كه ديگر نمي خواهم
قدر خود را
بدانم
******************
بردار
اين را كه بر دوشم نهادي
ديگر تاب ندارم
ادامه شعر بازديد 97 نفر 111 نمایش
جاده ها خاكي
خانه ها ویران
زمين ها کم خانه
گرد بادهای حيران
در پي هم
از دست چشم هاي مردم
عينكي به چشم ندارم
ادامه شعر بازديد 89 نفر 113 نمایش



