دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي رضا مشهدی
![]() رضا مشهدی |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
فلج
تقدیم به هانیه که خواهر کوچکم بوده
خرده نان روی کاغذ های پاره
جای دست کسی روی گونه های تو
دستم راست نمی شود
وقتی به تو فکر می کنم
ادامه شعر بازديد 37 نفر 83 نمایش
ماریا ایریبارنه۱ که موهایش را شانه زد
دست هایش را دراز کرد
و توی پنجره خیره شد
بعد روبروی تابلو ایستاد
بعد توی پنجره نگاه کردم
بعد
ادامه شعر بازديد 35 نفر 91 نمایش
یک.
مردی ست
در پنجره ایستاده مردی ست
در پیاده رو
که اضلاعِ زندگی اش را
در این قمارخانه پدری
به آدمی ببازد
که حوّا به زندگی
وجنسیتی که در
ادامه شعر بازديد 38 نفر 82 نمایش
نشانه های نشسته
یک.
نشسته ایم
چشم به راه شفاعتی
که در دست های شما
حلالمان کند
و کیست که بدون اجازه اش شفاعت دیگری را بکند
قدم های ما در
ادامه شعر بازديد 19 نفر 75 نمایش
یک.
فرض می کنیم
که در دستانت چیزی باشد
یا من با شما به دنبال شباهتی باشم
یعنی خودِ لباس ها را درآوریم
دو.
پس
قابِ شما در چشمانمان
ادامه شعر بازديد 24 نفر 77 نمایش
یک.
به باغ که راهی نمی بریم
که عطرِ دست های تو از دست بٌرده
که بارِ گناهش
در پیشِ پیشانیتان
این وسوسه ای از گندم هاست
که پیچ می خورد
به ر
ادامه شعر بازديد 13 نفر 63 نمایش



