دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي برديا تيموری
![]() برديا تيموری |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
من براي چي به دنيا اومدم اينو هر شب از خودم پرسيدم
خدا بايد چيو ثابت ميكرد؟ چيه اينجا رو بايد ميديدم
حس خوبي از شكستن دارم انگاري وصله ي ن
ادامه شعر بازديد 25 نفر 62 نمایش
یه روز برام نوشتی حرفای عاشقونه
نوشتی هم دل بودن همیشه کارمونه
یه روز برام نوشتی عاشقتم عزیزم
هرچی عشقه تو دنیا به پای تو میریزم
دل م
ادامه شعر بازديد 61 نفر 105 نمایش
من اون صدای رعدم ترانه ام بارونه
همون که روی شیشه با گریه شعر می خونه
من اون کویر گرمم که رو لبش ترک بود
چشمش به آسمون و دیدن قاصدک بود
ادامه شعر بازديد 18 نفر 41 نمایش
بی خیال رسمای کهن و نو
تک و تنها گوشه ی نشسته بود
به امید سرنوشت می رفت جلو
کاری به آدمکای شهر نداشت
نه نگاهی نه صدایی ن
ادامه شعر بازديد 19 نفر 46 نمایش
توی باور نازت ازم یه یاقی ساختی
میخوام بگم عزیزم من تو نشناختی
دوس دارم که باشم تو باور تو یک مرد
با حال التماسی نگم دوباره بر گرد
هر وا
ادامه شعر بازديد 50 نفر 123 نمایش
خاطراتی که حالا نقش سوهان روح بازی میکنه و تدایی دوباره بود توی ذهنم از ایام خوش قدیم که من تو فکر تو ، تو به فکر خط کشیدن دور منی ...
برا
ادامه شعر بازديد 23 نفر 66 نمایش
رها کن بسه آشوبم
دارم می میرم از دردت
خدایا من چقد خسته ام
ازین دنیای نامردت
من از دیوانگی خسته ام
من از تو سخت دلگیرم
بیا زنجیرو باز
ادامه شعر بازديد 73 نفر 128 نمایش
به اين روزاي بد عادت ندارم به اينكه باشي و دلگير باشي
به اینکه زیر بارون زمستون يه شب پيدا شي و دلگير باشي
يه شب پيدا شي و بارون بگيره يه ش
ادامه شعر بازديد 56 نفر 155 نمایش
چه قد گريه كردم بموني، نشد،چه قد بغض رفتن گلوتو گرفت
چه قد آرزو گريه شد رفتي و تموم تنم رنگ و بوتو گرفت
چه قد تو همين كوچه باريدم و تموم ش
ادامه شعر بازديد 36 نفر 112 نمایش
دفترِ آماده به خدمتم رو...پست می کنم واست با این ترانه!
وقتی که تای کاغذ و واکنی...می بینی صد تا حرف عاشقانه!
می خوام بیام تو پادگان قلبت...م
ادامه شعر بازديد 23 نفر 70 نمایش



