دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي علي ديواندري
![]() علي ديواندري |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
هنوز هم پنجره تخيلم
به آسمان پاک نگاهت
گشوده مي شود
هنوز هم لحظه هايم
به اميد ديدار تو
سپري مي شود
هنوز هم ديدگانم
از دوري تو
بار
ادامه شعر بازديد 9 نفر 24 نمایش
اي بهار جاودان
اي آسمان پاک پاييزي
اي که گرمايت
چو تابستان
و بي آلايش
چون زمستاني
صدايت مي زنم
ليکن تو پاسخ گويي
تا توانم
زين غ
ادامه شعر بازديد 26 نفر 67 نمایش
والا گوهر بحر نبوت ، احمد
سرچشمه عشق و نور وحدت ، احمد
زيبايي يوسف و يدي چون موسي
عيسي دمي و نبي رحمت ، احمد
*********
آمد به جهان، جلو
ادامه شعر بازديد 14 نفر 44 نمایش
چه سخت است
از تو سخن گفتن
وچه تلخ است
از تو دور بودن
در بي نهايت انتظار
در روبروي نااميدي
آيا تورا دوباره خواهم ديد
آيا تورا
در آغ
ادامه شعر بازديد 68 نفر 163 نمایش
ز آبشار نگاهت
غرور مي ريزد
به جاي اشک
ز چشمت بلور مي ريزد
کنار آن لب شيرين
که قند مي ريزد
به روي گونه هاست
که اشک مي ريزد
من از تر
ادامه شعر بازديد 28 نفر 89 نمایش
در سبزه و گل رنگ طراوت جاري است
در آب همين بس که لطافت جاري است
يک لحظه کنار تو نشستن جانا
بوي خوش زندگي صداقت جاري است
**************
ش
ادامه شعر بازديد 24 نفر 77 نمایش
چه زود دير شده است
چه زود ثانيه ها
وقت را جلو بردند
چه زود فاصله ها
پر شد و دلم تنگ است
چه زود بوي بهار و
رويش گلها خزان گرديد
چه زود
ادامه شعر بازديد 16 نفر 44 نمایش
لحظه ها پر شده
از صوت سکوت
نه کسي هست
که يک در بزند
نه مرا حال سخن با دگران
لحظه ها مي گذرند
و من از تنهايي
رو به يک پنجره
از پشت ات
ادامه شعر بازديد 26 نفر 65 نمایش
در کوچه هاي
خسته و تاريک
در پارک هاي
سرد و وحشتناک
لحظه ای من نشسته ام تنها
شکوه هاي دلم فراوان بود
از تو اي بي وفا
رفيق شفيق
با تو
ادامه شعر بازديد 19 نفر 70 نمایش
اي از تبار باران
روشن تر از ستاره
پايان هر چه مستي
زيباتر از قصيده
در چشم من تو اکنون
از ياسها پاکتر
بر روي گونه هايت
شريني اش چشيد
ادامه شعر بازديد 23 نفر 78 نمایش



