معرفي سيد اكبر كيان ارثي


سيد اكبر كيان ارثي
جنسيت: تاريخ تولد: جمعه 3 شهريور 1357
کشور: ايران شهر:
sykbu1.blogfa.com


آخرین اشعار ارسالی

گستره يك طرح

نمایش مشخصات سيد اكبر كيان ارثي ماه
تصوير تو
اشك من
****
انگشتم را كه بلند كردم
ماه آمد
آرام رويش نشست
تصوير تو درون قاب دور سياه روي ديوار
انگار زد لبخند
اشك من
ب


ش ر ج ی

نمایش مشخصات سيد اكبر كيان ارثي هن هن درختان
شر شر عرق
باد در بی کلون را نمی توانست باز کند


شب و جير جيرك ها

نمایش مشخصات سيد اكبر كيان ارثي شب كه آواز سياهش را سر مي گيرد
جيرجيرك ها
برايش هورا مي كشند


خسته که می شوم

نمایش مشخصات سيد اكبر كيان ارثي خسته كه مي شوم
خستگي ام را قاب مي گيرم
مي گذارم پشت پلك چشمهايم
كنار قاب تصوير
لبخند تو


پرنده ی لنگ

نمایش مشخصات سيد اكبر كيان ارثي ۱
ياران به کوچ
سبزه و آب
پرنده لنگ لنگان
غريبانه می چرخيد
۲
فتاد سنگی زآسمان
گفت: مترس اين همه پا و يک سنگ !!
گفتمش :چه می گويی!؟
سنگ و پ


قرمزته در پس پرده سبز زندگی

نمایش مشخصات سيد اكبر كيان ارثي ۱
به شعرم
رنگ قرمز مي زنم
براي محو
پينه هاي دست برادر
كينه هاي دل مادر
براي محو
لكه هاي سياه زندگي
۲
چشمان سبز
و
پستانهاي كالت
به


شايد رها از شرمندگي

نمایش مشخصات سيد اكبر كيان ارثي واژه
از معين
از دهخدا
قرض مي گيرم
مي خواهم شعري بنا كنم
نمي شود
به كنارشان مي گذارم
چندل و حصير خودم را بر مي دارم
كپري بنا مي شود


معجزه ي تنهايي و...

نمایش مشخصات سيد اكبر كيان ارثي ۱
تنهايي را دوست دارم
چغال را هم
شاعر مي كند
۲
مي خواهم سكوت
هم چون نگاه تو
بي هيچ حرف و سخن
بي گشودن لب
بنشينم پاي دار
بگذارم كلاف


كار شاعر

نمایش مشخصات سيد اكبر كيان ارثي به خاطر دوستدار رامونا:

كار شاعر
مرتب كردن كلمات است
پي در پي
روي هم
يا كه شايد هم
رو در روي هم
براي خوشايند چشم و ذهن من و تو


شعري كه گم شد

نمایش مشخصات سيد اكبر كيان ارثي ديروز
در خيابان
چيزي را گم كردم
يك قلم كم داشتم
وگرنه آن را
سنجاق مي كردم به تكه كاغذ ته جيبم
حيف شد
شعر نابي بود