دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي سيد اكبر كيان ارثي
![]() سيد اكبر كيان ارثي |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
ماه
تصوير تو
اشك من
****
انگشتم را كه بلند كردم
ماه آمد
آرام رويش نشست
تصوير تو درون قاب دور سياه روي ديوار
انگار زد لبخند
اشك من
ب
ادامه شعر بازديد 41 نفر 55 نمایش
۱
ياران به کوچ
سبزه و آب
پرنده لنگ لنگان
غريبانه می چرخيد
۲
فتاد سنگی زآسمان
گفت: مترس اين همه پا و يک سنگ !!
گفتمش :چه می گويی!؟
سنگ و پ
ادامه شعر بازديد 27 نفر 36 نمایش
۱
به شعرم
رنگ قرمز مي زنم
براي محو
پينه هاي دست برادر
كينه هاي دل مادر
براي محو
لكه هاي سياه زندگي
۲
چشمان سبز
و
پستانهاي كالت
به
ادامه شعر بازديد 38 نفر 44 نمایش
واژه
از معين
از دهخدا
قرض مي گيرم
مي خواهم شعري بنا كنم
نمي شود
به كنارشان مي گذارم
چندل و حصير خودم را بر مي دارم
كپري بنا مي شود
ادامه شعر بازديد 24 نفر 35 نمایش
۱
تنهايي را دوست دارم
چغال را هم
شاعر مي كند
۲
مي خواهم سكوت
هم چون نگاه تو
بي هيچ حرف و سخن
بي گشودن لب
بنشينم پاي دار
بگذارم كلاف
ادامه شعر بازديد 45 نفر 62 نمایش
به خاطر دوستدار رامونا:
كار شاعر
مرتب كردن كلمات است
پي در پي
روي هم
يا كه شايد هم
رو در روي هم
براي خوشايند چشم و ذهن من و تو
ادامه شعر بازديد 28 نفر 42 نمایش
ديروز
در خيابان
چيزي را گم كردم
يك قلم كم داشتم
وگرنه آن را
سنجاق مي كردم به تكه كاغذ ته جيبم
حيف شد
شعر نابي بود
ادامه شعر بازديد 26 نفر 44 نمایش



