دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي ساسان مظهری
![]() ساسان مظهری |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
ناله هایم با تو گویم ، چاهِ نا فرمان مَشو
اشک هایم را فروکش خام بَر مَشکان مَشو
جز تو کس طاقت ندارد بشنود این راز ها
همچو من ، ساغر شکن ،
ادامه شعر بازديد 19 نفر 26 نمایش
گفته بودم که نگویم دگر از شعر کلامی
قسم خویش شکستم تو ببخش گر توانی
نتوان نوشت آری ز تو ای تمام هستی
تو نهایت شعوری ، تو بزرگ و مهربانی
ت
ادامه شعر بازديد 24 نفر 34 نمایش
تقدیم به احمد شاملو برای حقی که بر گردنم دارد :
پدر به جای خالیت دلم بهانه می کند
دوباره غم به دیده و به سینه لانه می کند
پدر نگاه ناکسان
ادامه شعر بازديد 35 نفر 49 نمایش
این شعر را تقدیم می کنم به همدمم به کسی که معنای زنده بودنم است و واژه هایم همه در توصیفش حقیرند . تقدیم به تنها امید زندگی ام :
********************
ادامه شعر بازديد 23 نفر 33 نمایش
تو رفتی دگر گرچه از باورم
ولی من به یادت نفس می کشم
به جای دلم در کنار دلت
دلم را میان قفس می کشم
برفتی گلستانم آتش زدی
به اطراف خود خار و
ادامه شعر بازديد 23 نفر 32 نمایش
در کوچه ی ما از دل و دلدار خبر نیست
از یاور و غمخوار بجز یاد دگر نیست
از شانه ی ما مرغ هما رخت چه بر بست
بنگر که به ما از طرف یار نظر نیست
سا
ادامه شعر بازديد 17 نفر 25 نمایش
وقت سحر گفتمش دوست کنارم نشین
گفت که ای بی وفا خانه ی تو خانه نیست
گفتمش از باده ام جام شرابی بنوش
گفت که این باده ات ، باده ی مستانه نیست
ادامه شعر بازديد 35 نفر 44 نمایش
امشب دلم از خدا گرفته
از همهمه و صدا گرفته
تزویر، ندای هر کلامم
از بوی بد ریا گرفته
از اینهمه ادعای پاکی
از پوچی ادعا گرفته
ادامه شعر بازديد 39 نفر 64 نمایش
شب و سکوت و گریه فریاد قلب بیمار
اینجا دلی شکسته قلبی همیشه بی یار
هق هق ، گلوی خسته یک استکان چایی
دستی میان صورت سیگار پشت سیگار
نو
ادامه شعر بازديد 45 نفر 69 نمایش
یک جام و صد قلندر ، این است دام جانان
کو جرعه ای ز باده ، کو وصل و کام یاران
رزمی ز صد قلندر ، بر غصب جام و ساغر
سر ها بریده بینی چون دشت س
ادامه شعر بازديد 25 نفر 32 نمایش



