معرفي زهراشعبانی


زهراشعبانی
جنسيت: تاريخ تولد: یکشنبه 7 فروردين 1362
کشور: ايران شهر: هندیجان
zshabani62@yahoo.com


آخرین اشعار ارسالی

غزل_ من را ببخش گریه امانم نمی دهد

تا خورده ام شکسته ام اما تو شاد باش
عاشق بمان و یکسره در امتداد باش
زهرا که از خدای خسیسش گذشت و رفت
اما تو غرق هرچه به زهرا نداد باش
هر شب


غزل_ ... گذاشت رفت

بوسید بین گریه مرا و گذاشت رفت
بی معرفت نگفت چرا و گذاشت رفت
رفتم که التماس کنم مرد باشد و...
تنها اشاره کرد نیا و گذاشت رفت
هی داد میزدم که


غزل_لجن گرفته ام از این اتاق ویروسی

نگو که حال مرا خوب خوب می فهمی
دلیل گریه ی من را غروب می فهمی
نگو که فلسفه ی عشق یا جدایی را
فقط میان همین چارچوب می فهمی
دوباره توی شبم نی


غزل_دوباره خاطره هایت بهانه دستم داد

چقدر زل بزنم بعد تو به این تلفن؟
دلم گرفته از این روزهای بد بد چون...
دوباره خاطره هایت بهانه دستم داد
دوباره آمده ام نصف شب توی بالکن
و گر


ترانه_دعا کن یا فراموشت کنم یا...

بدون تو بازم دور و بر من
پر از دفترچه ی شعر مچاله ست
دوباره همزبون اشک تلخم
یه دستمال و دل سطل زباله ست
دیگه خوب و بد دنیا واسه من
به قد یک


ترانه_منم همون دختره ی دهاتی!!

دیگه دارم دیوونه میشم امشب
با اینهمه فکرای قاطی پاطی
حرفایی که بهم زدی یادته؟
منم همون دختره ی دهاتی!
دیگه گذشت اون روزا که می گفتم
خاطر


ترانه_ اونکه باید بره منم!

گریه نکن که داغ من
تازه میشه با گریه هات
ببین تموم حرفامو
نوشتم این گوشه برات
خدا می دونه این روزا
تو دل من چی میگذره
دریغ از اینکه شب به


غزل_ نه سال آزگار دلم زخم خورده بود...

با یک نگاه عاشق دنیای او شدم
از من سوال کرد و صمیمانه رو شدم
هی عکس و زنگ و خاطره و... چند روز بعد
من با تمام سادگیم زیر و رو شدم
از بس که توی


غزل_ تو عاشقم نشدی...

غروب بود و خیابان هنوز روشن بود
مناره ها همه با (قل اعوذ...) روشن بود
من و تو پشت ترافیک (شهرک پردیس)
و رادیو روی ایران نیوز روشن بود
منی که ر


غزل_ ...به یاد تو

حال کسی گرفته بود تا ابد به یاد تو
هی خفه می شد او در این هوای بد به یاد تو
پنجره اش دوباره تار عنکبوت بسته بود
چند دقیقه پرده را کنار زد به