دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي جعفر سرخی
![]() جعفر سرخی |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
تقدیم به سرکار خانم صنم نافع :
=======================
مژده كه جانان رسيد ، سرو خرامان رسيد
غنچه ي خندان رسيد ، لاله و ريحان رسيد
مــاه درخشان رسيد،
ادامه شعر بازديد 69 نفر 117 نمایش
بــر در مــيكـده جــز نــغمه ی آزادي نيست
حـاصل بـاده و پــيمانه بــه جز شادي نيست
حــذر از صــحبت پيمان شكنان شيوه ی ماست
واعــظا سـا
ادامه شعر بازديد 85 نفر 143 نمایش
شبی مست از می رطل گرانم
چو کرد آن نازنین یار جوانم
بگفتا مهربانم قصه ای تلخ
از آن شهزاده ی روشندل بلخ
بـه تـخت پـادشـاهي لـعبتي بـود
به
ادامه شعر بازديد 70 نفر 115 نمایش
فـصل گـل آمد و فارغ شدن از ما و من است
دل مـن خرم از آن تـازه عـروس چمن است
گـو مـيان گـل و بـلبل چـه حـكايتـها رفت
كـه بنـا گـوش گـل از ش
ادامه شعر بازديد 92 نفر 152 نمایش
تـو اي مـهر جـهان آرا ، تـو اي مـادر چه والايي
مـديحت من چه سان گويم؟ كه بی آن هم تو شايايي
جـهان را جمله زيـبايـي، من از روي تو مي بينم
م
ادامه شعر بازديد 65 نفر 107 نمایش
امشب مه من روي تو در آينه غوغاست
با مردم تو ساغر و هم باده مهياست
گر خــلق به مــحراب دعايند شب و روز
جان درطلب جرعه اي از نرگس شـهلا
ادامه شعر بازديد 76 نفر 124 نمایش
(خــرقه رهـــن خــانة خــمار دارد پـير ما)
مــرحبا صــد مـــرحبا بر پيـر ساغر گير ما
گــر هــمه بـد نام باده گشته و بي خرقه ايم
نــقش تق
ادامه شعر بازديد 59 نفر 109 نمایش
بر لب آمد جانم امشب , ساقيا! محرم كجاست؟
آن كه جان را زنده گرداند ,كند خرم , كجاست؟
سـوختم از درد هـجران , گو خدا را اي طبيب
آن كه بگزارد ب
ادامه شعر بازديد 88 نفر 153 نمایش
بـر چرخ رسد نعره ي مستانه ام امشب
مخمور و سيه مستم و ديوانه ام امشب
بـر ســاغر و صهباي دگر نيست نيازي
تا مســتِ مــي لعبت فتّانه ام ام
ادامه شعر بازديد 35 نفر 90 نمایش
به كوي ميكده يارب مگر كه باز آمد؟
كه دلنواز به گوشم نواي ساز آمد
ميان آن همه ساغر كه بوسه باران بود
حديث بوسه ي مستانه اي دراز آمد
به مژده
ادامه شعر بازديد 60 نفر 112 نمایش



