معرفي سمکو محمدی


سمکو محمدی
جنسيت: تاريخ تولد: سه شنبه 20 شهريور 1363
کشور: يونان شهر: athens


آخرین اشعار ارسالی

غم

نمایش مشخصات سمکو محمدی امشب از هر چه غم است ،خبری خواهد شد
شب خون شعر من امشب خطری خواهد شد
در کوره راه غبار آلوده ام بنشینم ، شاید
گم کرده راهی را از ان گذری خو


***همین روزها می آید بهـــــــــــــــــــار ***

نمایش مشخصات سمکو محمدی
کمی تا قسمتی ابری
دلم گه گاه میبارد
و بر آن قله های غم
که کوههایی عظیمند
ببندم هاله ای از مه به پیشانی
که روشان را نبیند کس
که تا ناگ


گل

نمایش مشخصات سمکو محمدی
گل را به باد نقد کشیدند
که چرا زیبای ؟
هی انتقاد وانتقاد که چرا میخندی ؟
که چرا بر عابر ساده
بر رهگذر پیاده دل میبندی
ساقی شدی و عطر فش


نیمه دیگر

نمایش مشخصات سمکو محمدی در حیاط خلوت شعرم
باغبانی دیدم
از خودم پرسیدم
راز نشکفتن گلها در چیست؟
زردی رنگ بهار که گل داد از چیست ؟
آن شمع که معصومانه بسوخت
پروا


سر خاک دوست

نمایش مشخصات سمکو محمدی سر خاک دوستی رفتم تا به زنده بودنم دهد نوید
گفتمش دوست در چه حالی نگاهی کرد ،خندید
گفتمش خوشا به حالت چه گلایلهایی چقدر گل داری
گفتا که آر


سکوت

نمایش مشخصات سمکو محمدی
چه تلخ است روز ابری را
که بغضی باشد و باران نیاید
لبت واکن
بزن حرفی
سکوتت را هراسانم
نگاهت بسته ای بر من
درش واکن
پر از حس غریب و تلخ زن


کافه ی داغ

نمایش مشخصات سمکو محمدی ای خفته های شهر
که در خواب ناز شب
شعر پرواز را
با آواز بر بال نسیم می خوانید
ای که قایق شادی را
بر بیکران دریای خنده ها میرانید
هیچ می دان


***دوستت دارم***

نمایش مشخصات سمکو محمدی در پی زیبا ترینِ واژه ها
میگردم ،
بلکه برگردی
به شئن تو نمیابم کلامی
پیامی را نمیابم
"با دل رنجور تو جور"
لحظه های پر غم و صبرم شدند لبر


در وصف والنتاین****

نمایش مشخصات سمکو محمدی روز والنتاین یک شاخه گل میگیرم
از صبح تا به شب برات میمیرم
فرداش بیاورش پس، شاخه گلم را
چون گر که نیاوری به زور میگیرم
در این عصر نزیست ،


از عشق نگو

نمایش مشخصات سمکو محمدی از عشق نگو که حالم بد شد
زین پس جلوی این واژه باید سد شد
هر جا که دلت گفت بمان این خانست
زان خانه بدون اعتنا باید رد شد