دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي پندار عظيمی
![]() پندار عظيمی |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
يا رب آن قاتل بِالفطره ی پيوسته کمين،
به يکی ناوکِ غم، قامت ما، کرده غمین
گَرَش از مِهر بخواهم،وَرَش از رحم و وفا،
به گلویم فکنَد زلف کمن
ادامه شعر بازديد 10 نفر 25 نمایش
باز آمدی و ما را،از خاک به در کردی
يک تلخی کام ما،صد جام شِکر کردی
از مِهر دلم پر شد،وز مِهر سَمَن بارید
چون «هیچِ» غرورم را،دلباخته «هَر
ادامه شعر بازديد 10 نفر 28 نمایش
دی نام تو ای دوست٬بيامد به زبانم
جز ياد توام کار نبد کار روانم
آنگه شدمی منتظر باد صبا باز
تا يک خبر از کوی تو آرد به کرانم
ليک آن که نيامد
ادامه شعر بازديد 19 نفر 50 نمایش



