دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي مهدی ( نگران )
![]() مهدی ( نگران ) |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
باز هم می زنم توی دهان عقلم
باز هم سکه را بر می دارم
باز هم دکمه ها را فشار می دهم
باز هم همان صدای همیشگی است :
الو ... الو ... بفرمایید ؟
با
ادامه شعر بازديد 8 نفر 16 نمایش
به لیلایم بگو :
دلم دیگر برایش تنگ نیست
ماهی قرمز تنگ دلم
مدت هاست که مرده است
به لیلایم بگو :
چمدان کوچک سفری ام
جایی برای قاب عکسش ندارد
ادامه شعر بازديد 13 نفر 36 نمایش
نفس هايم سنگين شده اند
آنقدر كه
به راحتي از دهانم مي افتند
مثل اشكهايم
كه خيلي مردانه و با وقار
از چشمانم مي افتند
نفس هايم سنگين شده ان
ادامه شعر بازديد 15 نفر 39 نمایش
وقتی که فرهاد ، مجنون شد
به فکر لیلا نبود
شیرین را با طعم گس عشق پذیرفت
اشک فرهاد ، صدای تیشه بود و ضجه شیرین ...
به فکر لیلا نبود
من هم به ف
ادامه شعر بازديد 18 نفر 54 نمایش
نمی دانم در فراسوی کدامین امید است
که هر صبح
دریا
دوباره خورشید را به این جهان کثیف
تف می کند
نمی دانم در فراسوی کدامین امید است
که آب
ادامه شعر بازديد 11 نفر 30 نمایش
به باغ می روم
و مشغول ورق زدن
برگ های شعر پاییز می شوم
دلم نمی آید که
حرمت اشعار پاییز را
زیر پا بشکنم
ورق به ورق
اشعار ناب آن را می خوا
ادامه شعر بازديد 9 نفر 39 نمایش
پنجره ها با ماه دست دوستی داده اند
و گویی با یکدیگر پیمان ابدیت
امضا کرده اند
چندین سال است برای خورشید
که در گورستان شب مدفون شده است
ک
ادامه شعر بازديد 4 نفر 22 نمایش
فقط یک فانوس برایم باقی مانده
و باید تا آخر عمر با آن سر کنم
ولی شعله آن
می رقصد
و
آخرین غزل های عمر خود را می خواند
وه ! که چه شیرین می خو
ادامه شعر بازديد 11 نفر 37 نمایش
کلاه حصیری ات را بردار
آفتاب مدت هاست که پر کشیده است
کمی خودت را باد بزن
تا شاید باد
رایحه خوش موهايت را
برای آفتاب به ارمغان ببرد
کلاه
ادامه شعر بازديد 10 نفر 38 نمایش
فقط کافی است لب تر کنی
تا بروید غنچه ای سرخ
تا از رایحه آن
عالمی مست شوند
عالمی دیوانه شوند
تا باز هم نفهمند حال مرا
ادامه شعر بازديد 7 نفر 43 نمایش



