دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي عهدیه فرجی
![]() عهدیه فرجی |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
تو آویزان
به دنیای من
ومن در عمق شعر تو
قافیه می سازم
به سپیدی ماه
جاذبه می شوم
می ربایم
چشمان گیتی تو را.
ادامه شعر بازديد 35 نفر 75 نمایش
در انتظار
حضوری سبز
نگاه خلوت شب
ورق می خورِِد
به فصل عبور
گاه، بی گاه
خواه، ناخواه
و من
جسم بی حال شیشه را
تنفس مصنوعی می دادم.
ادامه شعر بازديد 27 نفر 81 نمایش
شنبه های اتو کشیده
پنجشنبه های چروکیده را
به انتظار نشسته اند
دیگر هیچ شنبه ای
صدای قدمهای مرا
نفس نمی کشد
و هیچ چناری
برگهای طلایش را
ادامه شعر بازديد 36 نفر 93 نمایش
بر شانه های نحیف
این طفل بی گناه
تبر جا خشک کرده
ما نمک خورده کدام جنگلیم
که به خواب زمستانی فرو رفته ایم؟
نان در دستان کوچکش
چوب می شود
ادامه شعر بازديد 23 نفر 74 نمایش
من قانونی دارم
زندگیم در چهارچوبی قاب می شود
در چرخشی دگر
عین هم تکرار می شود
قانون من چهارگوش است
من قانون گوشه دار را
با کنایه می پذیر
ادامه شعر بازديد 27 نفر 83 نمایش



