معرفي راحم ژيان فرد


راحم ژيان فرد
جنسيت: تاريخ تولد: شنبه 19 اسفند 1346
کشور: ايران شهر: تبریز
متولد مشگن شهر - علاقه مند به شعر و ادبیات، زبان انگلیسی، ترجمه، ورزش های رزمی و کوهنوردی.
دیگر این که:
-...اگر ستاره ای شدی، من آن زحل، ببین به شب
گرفته دور پیکرم به هاله ی خیال ها!!!


آخرین اشعار ارسالی

"تنها"

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد
در سنگینی فاصله های بی تو بودن
وقتی که حجم تنهایی ام می کوبد بر رخ آینه
آینه می شکند از فلاخن غصه های من
من تکثیر می شوم صدها صد
اما...


" تسخیر"

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد شب...
در عصیان لحظه های پر از وسوسه
من، بی خبر تسخیر می شوم در کمینگاه تو
نفت شهر درونم در تهاجم خمپاره ها عشق وُ آتش
و دکل های غرورم در تیر


غزل (مزدای من) - با ترجمه

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد
گشته ام دور از تو دور ای ماه من لیلای من
سوز من، سودای من، ای خلوت صحرای من
گرچه من تنهای تنهایم که از تنها جداست
شعر خود را با تو می ساز


"تنها تویی..."

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد در تکرار ثانیه های پر از وسوسه
در فوران دریچه ها
در میان یاخته های سرخ
در گرداگرد دهلیزهای متروک
و در چرخش رگ های سرخ و سیاه
تنها تویی...


" آسمانه" - با ترجمه

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد
آسمانه ای ساخته ام از شعر
از انحنای نخل های آستانه ی نگاهت
از هنـدسه ی این واژگان سرخ
از تیــــرآهن های عشق...!
از تقارن پروانه ای دو چشم


اون کیه!؟

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد
دور از تو
در دورترین گوشه ی جهان
خانه ای دارم
در مسیر مغناطیس های نا معلوم
با پنجره های نیمه باز
و اضطراب مشکوک پرده های پریده رنگ...!
.
.


"به من بگو"

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد
به من بگو...
آیااز گذرگاه کدام طلسم سامری
و یا کدام نماز شیشه ای
با کدام دعای جیوه گون
و از بستر کدام خواب کهفی!
شاید...
شاید می توان به مد


"طعنه" (ویرایش شد)

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد تو برو
من می مانم...
در انزوای تنهاترین دهکده ی متروک...
در کنار آسیاب های شکسته
و در مانداب های خیال...
من می مانم
- مترسکی ژنده پوش -


"فواره...!"

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد شبانگاه
در شورش مشکوک کلاغ های سردرگم
در نوسان مبهم چراغ های کوچه
وقتی که راه نفس های تو می سوزد از گوگردهای پراکنده در هوا
بدان که ذره ه


"- شاید به یاد من...! "

نمایش مشخصات راحم ژيان فرد در پیچ و تاب شالیزاران
در چنبر وسوسه های شب
آن هنگام که دهلیزها نفس نفس بسته می شود از گوگردهای تنهایی
و لخته های حسرت گره می زند بر تنگه ه