معرفي شراره اسمعيلي تكليمي


شراره اسمعيلي تكليمي
جنسيت: تاريخ تولد: یکشنبه 27 مرداد 1353
کشور: ايران شهر: تهران


آخرین اشعار ارسالی

کودک تنها

...
برگریزان درخت سبز کوچه تاریک
روبروی پنجره
اشک پنهان درخت
از میان شیشه های مات و نا پیدا
تا به داخل
... آنجایی که اشک بود و نبود است ...


سرزمين دل

سرزمین بزرگ دل من
جایی است به وسعت دل تو
من تو سرزمین دل تو چکار دارم ؟
که گرفتی من را آنجا به اسارت
عزیزم
گلهای وحشی سر


حکایت عشق ( تقدیم به همسرم مهندس سید جلیل موسوی )

داشتن يك عالمه عشق توي دنيا
براي تو
همه از حكايت عشق قشنگ من و تو ست
داشتن يك عالمه حرف
براي هم
همه از نداشتن كينه و نفرت ،
بين من و تو


غربت دل

قصه نرفتن و موندن
توی غربت دلت
قصه گذشتن از
هرچی قشنگی است توی دنیا
قصه زندانی شدنِ
کبوتر عشق دلم توی چشمات
قصه مردن و نخوندن
توی جمع


صخره طلایی

صخره طلایی محکم و سخت
وسط دشت پر از ستاره و لاله مست
خودنمایی او تا انتهای اعماق سکوت
یک کمی تابش خورشید
انعکاس نور تا بیکران چشم
استق


صخره طلایی

صخره طلایی محکم و سخت
وسط دشت پر از ستاره و لاله مست
خودنمایی او تا انتهای اعماق سکوت
یک کمی تابش خورشید
انعکاس نور تا بیکران چشم
استق


لحظه سبز نگاهت (تقدیم به پسر 4ساله ام آراد

لحظه سبز نگاهت
براي خنديدن دوباره تو
تا افق
كنار ساحل تا به دريا
براي رقصيدن پاهاي طلايي تو
روي آب ها ، توي دريا
تا افق ...
جائيكه خ


نمک آبرود

سبزی طراوت نم نم بارون
روی برگها
برگهای درختان به وسعت دلها
بالای کوه
چک چک خیس شبنمِ نشسته
روی گلها
خیسی خاک
زیر پاهام
حس ن


خود عشقم

رفتم به درخانه عشق
آمدم در بزنم
آمدم به آنجا که همه عشق و امید است سربزنم ...
دست در هوا
...
لحظه ی کوتاهی بود ...
تا کمی درد بیاید ، این درو


کاش می شد ...

کاش می شد زندگی را طور دیگر دید
کاش برروی بال کبوتر
فقط کبوتر ...
که پروازش کوتاه است و کوتاه
اوج را می دید
پرواز به عرش را حس می کرد
به آن