دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي شراره اسمعيلي تكليمي
![]() شراره اسمعيلي تكليمي |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
...
برگریزان درخت سبز کوچه تاریک
روبروی پنجره
اشک پنهان درخت
از میان شیشه های مات و نا پیدا
تا به داخل
... آنجایی که اشک بود و نبود است ...
ادامه شعر بازديد 61 نفر 116 نمایش
سرزمین بزرگ دل من
جایی است به وسعت دل تو
من تو سرزمین دل تو چکار دارم ؟
که گرفتی من را آنجا به اسارت
عزیزم
گلهای وحشی سر
ادامه شعر بازديد 106 نفر 156 نمایش
داشتن يك عالمه عشق توي دنيا
براي تو
همه از حكايت عشق قشنگ من و تو ست
داشتن يك عالمه حرف
براي هم
همه از نداشتن كينه و نفرت ،
بين من و تو
ادامه شعر بازديد 105 نفر 155 نمایش
قصه نرفتن و موندن
توی غربت دلت
قصه گذشتن از
هرچی قشنگی است توی دنیا
قصه زندانی شدنِ
کبوتر عشق دلم توی چشمات
قصه مردن و نخوندن
توی جمع
ادامه شعر بازديد 104 نفر 216 نمایش
صخره طلایی محکم و سخت
وسط دشت پر از ستاره و لاله مست
خودنمایی او تا انتهای اعماق سکوت
یک کمی تابش خورشید
انعکاس نور تا بیکران چشم
استق
ادامه شعر بازديد 76 نفر 193 نمایش
صخره طلایی محکم و سخت
وسط دشت پر از ستاره و لاله مست
خودنمایی او تا انتهای اعماق سکوت
یک کمی تابش خورشید
انعکاس نور تا بیکران چشم
استق
ادامه شعر بازديد 55 نفر 120 نمایش
لحظه سبز نگاهت
براي خنديدن دوباره تو
تا افق
كنار ساحل تا به دريا
براي رقصيدن پاهاي طلايي تو
روي آب ها ، توي دريا
تا افق ...
جائيكه خ
ادامه شعر بازديد 109 نفر 258 نمایش
سبزی طراوت نم نم بارون
روی برگها
برگهای درختان به وسعت دلها
بالای کوه
چک چک خیس شبنمِ نشسته
روی گلها
خیسی خاک
زیر پاهام
حس ن
ادامه شعر بازديد 92 نفر 178 نمایش
رفتم به درخانه عشق
آمدم در بزنم
آمدم به آنجا که همه عشق و امید است سربزنم ...
دست در هوا
...
لحظه ی کوتاهی بود ...
تا کمی درد بیاید ، این درو
ادامه شعر بازديد 95 نفر 227 نمایش
کاش می شد زندگی را طور دیگر دید
کاش برروی بال کبوتر
فقط کبوتر ...
که پروازش کوتاه است و کوتاه
اوج را می دید
پرواز به عرش را حس می کرد
به آن
ادامه شعر بازديد 100 نفر 272 نمایش




