معرفي سمیرا محمدی


سمیرا محمدی
جنسيت: تاريخ تولد: دوشنبه 26 خرداد 1365
کشور: کره شهر: سئول

چقدر درد کشم تا به مداوا بر سم

چقدر ناله شوم تا به ثریا بر سم

آه ای شب تومگریکشب یلداشده یی

چقدر چشم بدوزم که سحرگا برسم

هرکجا سر زده ام تاکه ببینم رخ دوست

چقدردیده شوم تا به تما شا برسم

ای فلک دست بدار از سرمن بهر خدا

چقدر رنج کشم تا به تمنا بر سم

وای از غصه ی غربت که زمینگیرم کرد

چقدر صبر کنم میهن زیبا بر سم

شده عمری که مهاجر شده ام شهر به شهر

چقدر راه برو م تا که به ما وا بر سم

هیچ کس گوش نکرد قصه ویرا نی ما

چقدر غصه شوم تا که به دلها بر سم

اشک من خشک نشد تا برسد در قد مش

چقدر قطره شوم تا که به دریا بر سم

ای ( سمیرا) چه دراز است ترا منزل دوست

چقدر عمر دگر تا که بدانجا برسم ؟؟



آخرین اشعار ارسالی

يک کلام

تو گفتی آسمان آبیست
همه عشق ها مهتابی ست
تو گفتی چشمها آبیست
تو میگفتی همه دلها
چه زیبا و چه دریایی ست
تو گفتی غربتت پر شد ز تنهایی


یاد تو

ای کاش
ای کاش میشد همان
که میخواستم
اين فاصله ها
ببرد يادِ تو
از خاطرِ من
اين همه
جنگل و دشت
اين همه
کوه و کوير
اين همه سبزه و گل
اي


عشق ویران شده

ای تو همـــراز تنهایی ام
یادگار روزگار نوجوانی ام
تــو بودی غم فردا نبــود
مرا ترسی از جداییها نبود
با صدای مهربــانِ تـــو
گِله ای ز


مادر

سلام مادر ٍ دلم تنگ است برايت
دلم تنگِ دو چشمِ مهربانت
بيا مادر عزيزِ نازنينم
بزارم سر بروی شانه هايت
دلم اينجا هوای گريه دارد
کجايي ما


چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟

ناله کردم
ناله کردی
چه گران است.چه گران است.
غافليم
تن عريان چه ارزان است
دروغ و فريب چه ارزانتر
قلبها، چه ارزان شده اند
زن ، چه


تنهايی

تنهايی

چه ها که بر سرم نياورد

و تو

فقط یک تماشاچی بودی



تسلیت قلب زخم خورده ام

من ، همانم که روزی عاشقانه
نگاهم را بر نگاهت دوختم
من ، همان که شکستم غرورم را
و بر زبان جاری ساختم دوست داشتنت را
تو ،تو همان که بردی دل


جواب شعر( نه من منم)

خواجه مگو که من منم ، من نه منم ، نه من منم
گر تو توئي و من منم ، من نه منم ، نه من منم
عاشق زار او منم ، بي دل و يار او منم
يار و نگار او م


دور شو

ای حسادت دور شو از سینه ام
ای تو ای اشک دور شو از چشم من
خسته ام من خسته ام از این زمان
از همه مردان ، زنان نامهربان
خسته ام دستی رسان