دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي نرگس نصيری
![]() نرگس نصيری |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
غروب چشمانت که فرا رسید!
برای طلوع زودتر
ماه داسی شد
برای چیدن ستاره ها
ادامه شعر بازديد 12 نفر 21 نمایش
تمام وسعت چشمانت مال من!
جسم و جان هستی ات مال من!
تو رفتی
تازه فهمیدم
که از سهم خود سوء استفاده کردم
ادامه شعر بازديد 15 نفر 26 نمایش
مشتم را باز می کنم
دست روی هر جای خاطرات
که می گذارم!
درد بی تو بودن را
برایم تدائی می کند
ادامه شعر بازديد 16 نفر 27 نمایش
پنجره را باز می کنم
آغاز کرده این تابستان
ریزش برگ های نارنجی اش را
و آدم برفی به رنگ پاییز
ماه اضافه کاری می کند
همه ی فصلهادر گریزند
ادامه شعر بازديد 9 نفر 20 نمایش
و اينبار خواب گيسوهای
طلايی مزرعه
پر از آشوب
دستی که تا ديروز
نوازشگرشان بود
امروز با داس
می آيد!
ادامه شعر بازديد 11 نفر 21 نمایش
آمدی!
و با تمام وجودت
به آغوشت کشیدی ام
و چشمانت لبریز اشک شوق
اما
ديدم که سايه ات
با ژستی بی تفاوت نگاهم می کرد
ادامه شعر بازديد 11 نفر 18 نمایش
و باز هم اشکها بی محابا
از پلکان آرزوها
با تمام اميد
به روی دامن گلدار زن
جاری بود!
و طرح شکسته ی دل
روی تک تک قطر ها........
ادامه شعر بازديد 18 نفر 27 نمایش
خوردن سيب ايده ی حوّا بود
اما
آدم به سهم خود
اکتفا نکرد
و حوّا
آش نخورده و
دهن سوخته.
ادامه شعر بازديد 30 نفر 40 نمایش
چشمان آسمانت را
ببند!!!!!!
بر تمامی
آلودگی ها و ظلمت شب
که صبح آزادی از
بند و دیوار
تن
نزدیک است!!!!!!!!!!!!
ادامه شعر بازديد 14 نفر 36 نمایش




