معرفي آیدا -سعادت (( نفس))


آیدا -سعادت (( نفس))
جنسيت: تاريخ تولد: دوشنبه 10 مرداد 1362
کشور: ايران شهر: تهران
ayda.saadat@yahoo.com nafas2010.blogfa.com
دهمین روز گرمترین ماه سال به دنیا اومدم .عاشق رنگ نارنجی ، بنفش ِیاسی ،و قرمز هستم .از 14 سالگی شروع به نوشتن کردم و حالا ... .


آخرین اشعار ارسالی

این است که من فاز نگفتن دارم

نمایش مشخصات آیدا -سعادت (( نفس))
عمریست فقط فاز شنفتن دارم
یک لحظه بایست ، بغض گفتن دارم
یک متر کفن ، کمی گلاب و کافور
یک سینه پر از حس ِ به خفتن دارم
محکوم به زند


زندگی با تو همین است ،مرا برگردان

نمایش مشخصات آیدا -سعادت (( نفس))
دیگر از وعده ی واهی ! به خدا خسته شدم
این همه چشم براهی ! به خدا خسته شدم
زندگی با تو همین است ، مرا برگردان
من از این رنگ ِسیاهی !


ای کاش کمی اهل تدبُر بودم

نمایش مشخصات آیدا -سعادت (( نفس))
تا پا به سر از عشق ،تنفُر بودم
درگیر ِ دلم ،بند ِ تحجُر بودم
مجبور شدم بسوزم از آتش ِ تو
آن لحظه که چون شمع ، تصوُر بودم
از خانه ی


قسم به حرمت شبی که شد شبیه چشم تو

نمایش مشخصات آیدا -سعادت (( نفس)) ویک غزل ،حکایت ِ منی که بی تو مانده است
شدی بدل و عادت ِ منی که بی تو مانده است
قسم به حرمت شبی که شد شبیه چشم تو
فقط منم و خلوت ِ منی که


یک گلایه از کسی که گفت هست ، اما نبود

نمایش مشخصات آیدا -سعادت (( نفس))
می نویسم قصه های آن شب پردرد را
بغضهایی در دلم جامانده از یک مرد را
یک گلایه از کسی که گفت هست ، اما نبود
یک ورق از دفتری با برگه


وقتی شدم مست ِ می ِ انسانی از عشق

نمایش مشخصات آیدا -سعادت (( نفس))
طوفانی ام طوفانی ام طوفانی از عشق
یک روح بی پروا و سرگردانی از عشق
این نازها این عشوه ها حتی خود عشق
گشته اسیر ِ این دل ِ زندانی


این شد که(( زمین کوچه ی عشق)) نام گرفت

نمایش مشخصات آیدا -سعادت (( نفس))
==========================
وقتی که لبم ازلب تو کام گرفت
ازدست خدا مدال عشق جام گرفت
در بیت ازل تو بودی و من بودم
اوج غزلم به ذکرت آرام گرفت
ب


نشان ِخانه ی خود را به باد نسپارم

نمایش مشخصات آیدا -سعادت (( نفس))
دوا و مرهم دردم ،فقط شکیبایی ست
بدم به این دم ِ سردم ، دمت مسیحایی ست
زمین مرده ی بختم به عشق تو گل کرد
نگاه نافذ ِ گرمت ، بهار رویا


دل من صبر نما طاقت خود را روکن

نمایش مشخصات آیدا -سعادت (( نفس)) دل من شکسته ، قلبم ضربانش درد است
پر حرف است ، ولی لال ِ حضور سرد است
جامه ی سبز و قشنگ و قرمزم یادش نیست
تن ِ من پوشش ِ شب ، رنگ و روی


به جای ِ تیشه ی عشق به دست ِ من تبر داد

نمایش مشخصات آیدا -سعادت (( نفس))
به جای ِ تیشه ی عشق به دست ِ من تبر داد
مرگ ِ درخت ِ بیدو ، قاصدکی خبر داد
بهونه های واهی ، سیاهی و دو راهی
نمی دونم کی اینجور