معرفي اکبر پیرایش


اکبر پیرایش
جنسيت: تاريخ تولد: دوشنبه 24 تير 1364
کشور: ايران شهر: تهران
akbarpirayesh
رشته تحصیلی معماری علاقه مند به شعر و فلسفه و الکترونیک جدید.مجرد و ساکن تهران.حدود3 سال به صورت جد به نوشتن رو آوردم اول در مبحث فلسفه ی پیدایش و بعد از انصراف اکنون مدت 2 سال میباشد که به نوشتن شعر نو گرایش دارم.
شغلم رایانه است و طبع نازکی که تنها گلایه ی من از خویشتن شده در عصر فولادین، شاید معادله ی آفرینش در زمان خلقم هنگ بوده و در حال حاظر جسمم با شما و وجودم در تاریخ مجهولی است که در هیچ تاریخی ندیدم.
همراه 09358400896


آخرین اشعار ارسالی

( چگونه لبخند بزنم )

نمایش مشخصات اکبر پیرایش
بر هر دری شلاقی است
لبخندم چه عبوس شده
پشت این در سیاه
ضعیفه ایی دُرّیی در این تاریکی
مانده بر صندلی پیچیده با دستانی قوی
تو شب ها بی خو


( افسانه پيرايش ۷.۵ ساله )

نمایش مشخصات اکبر پیرایش من شعر تازه ایی برای تو هستم
آینه ی من پر از نگاه توست
آینه ی تو پر از نگاه من هست
چشمان من گریان است
تا تو را ببیند
تو حس کن که من اینجا هس


( انشای خواب هر شب من )

نمایش مشخصات اکبر پیرایش پنج شنبه ساعت انتظار
وقت دیدار
گلی در دست و قلبی بی قرار
این است تخیل یک ذهن منفعال
هر شب رویایی ورق میخورد
ثم اسب سپیدم سازش را در کوچه م


( گم شدی بی من )

نمایش مشخصات اکبر پیرایش امشب خانه ات کجاست
نفس های آرامت
از غرش امروز نیست
آمدی و من در انتظارت بودم
در انتظار لحظه ایی
که دیروزت را بازی کنم
بازی این حس گمشده


( مرا ببخش شب های شرجی )

نمایش مشخصات اکبر پیرایش شبم تقدیم تو
وقتی جنوب
از دیدن خورشید سرمست شده
چیزی کم نخواهد شد
گوشه ایی از لبریزروزهایت برای من
تنم از گرمای مهرت خیس شده
چیزی کم نخ


( جزيره )

نمایش مشخصات اکبر پیرایش پارو نمی زنم
این شعر بر قایقی سوار است
و تابوتی خالی
که دیشب خاکش کردم
و این موج های عظیم
که برایش مرثیه گرفته اند
لنگر بر سطرهایم آویخت


( قرص های لالايی )

نمایش مشخصات اکبر پیرایش زیر پوست این شب ها
خفته اند
چه آرام
این سوی شب ها ولی
چه بیدار است ظالمانه کسی
که فریاد می زند شاعرانه
استخوان هایم در زمان حل شد
مگر فاص


نمایش مشخصات اکبر پیرایش راه از توست
باران با من است
به خاک هم نخواهم گفت
ریشه هایم چگونه است
شاخه هایم گسترده شد
با آهی که تاراج تو شد
بربال باد نشست
بغضی که با


( آخرین دوست )

نمایش مشخصات اکبر پیرایش امشب منم تنها شدم
یه مرد بی فردا شدم
انگار باید قبول کنم
یه قول نا تموم شدم
چه روزای قشنگی و به یادگار گذاشتیم
ثانیه های وحشی و بگو کجا گ


اشعار در بند

نمایش مشخصات اکبر پیرایش کابوس هر شبم
دیوارهای بلند
لرزش دیوارها
فریاد های بلند
در حبس رویای شیرینم
گامی می زنم اما
دلگیرم به شعرهای دربندت
چه بی تابی می کنی ا