معرفي شکوفه جباری


شکوفه جباری
جنسيت: تاريخ تولد: جمعه 12 ارديبهشت 1365
کشور: ايران شهر: يزد
jshokoofe
]چاپ رمان همسفر عشق در سال 1383با همکاري اداره فرهنگ وارشاد اسلامي استان يزد و کتاب در دست چاپ با عنوان شهاب آسماني وگرافيست


آخرین اشعار ارسالی

لاشه ي عشق ...

نمایش مشخصات شکوفه جباری آغاز مي شوم
وقتي که يک بوسه ي هوس آلود
مرا به هرزگي چشمهايت دعوت مي کند
واين آخرين بهاي من است
هميشه به آخرين پيک که مي رسم
بوي لاشه ي عشق


سوگند مي خورم

نمایش مشخصات شکوفه جباری سوگند مي خورم
اين زمستان رفتني ست
بگذار برف
هر آنچه بين ما گذشت را بپوشاند
واين بخار پنجره
آن روزهاي تار را بشويد
بيا کنار اين نسيم خوش


نمایش مشخصات شکوفه جباری مردانه به دلم بدهکاري
اگر در سرزميني که ما وطن مي ناميم
بر تپه هاي نگاهت
آفتاب را دعوت نکني
بيا پرچم زنانگي مان را
در آن شب سياه آبستن که


مرثيه ی خوشبختی

نمایش مشخصات شکوفه جباری آه اي همهمه ي شيرين
هنوز در پايين رودخانه
مزرعه ايست که خود را در روياهاي طلايي تو برانداز مي کند
اين ميله هاي زندان
تو را از پا نيندازد


نسخه ای بی فايده پيچيدم ؛ کلاهی پر از باران ؛ ديدار آفتاب

نمایش مشخصات شکوفه جباری نسخه اي بي فايده پيچيدم
نسخه کردم
بايد گيسوانش را بکشم
که تو را از من جدا مي کند
وپس از آن دختراني که از کنارت رد مي شوند
مرا قوي مي يابن


در اين غزل دلت بدجوری بی وفاست (يه شعر قديمی )

نمایش مشخصات شکوفه جباری باز غوغاي چشمان توومن هنوز بيدارم
در حسرت يک خنده ي تو بي تابم
امشب کنار لحظه هاي بي قرار من
تارم شکسته ودر پرده ي نجابتم
طوفان زده به بي


هزاران نقطه چين تا زن

نمایش مشخصات شکوفه جباری
دستي به روده ي مرد وصل شد
سرش گيج رفت
تهوع آمد سراغش
دلش به زحمت افتاد
فقط چند سانتي متر از خوابش شکسته شد
نسنجيده وناتمام
خواست بنويس


جرم من

نمایش مشخصات شکوفه جباری دار را برايم آويخته اند
چشمهايم را نبنديد
با غرور مي ميرم
جرم من اين است
تفنگ صياد را دزديدم
تا پرنده پرواز کند


شرمسار

نمایش مشخصات شکوفه جباری * شرمسار *
توبمب مي شوي
من اشک مي زنم
تو از پشت مي زني
من مرد مي شوم
**********************
*کيش ومات *
شطرنج مي شويم
تو کيش مي کني
من مات مي شوم
*******


آتش بس

نمایش مشخصات شکوفه جباری سرباز چشمهايت می شوم
به جبهه ی دلت که می رسم
زبانت تانک می شود