دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي حسين شكيب راد
![]() حسين شكيب راد |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
سلام
دیگر برای قافیه چیزی نمانده است
از این سکوت راه گریزی نمانده است
افسوس! با وجود گسلهای بی شمار
در عشق، شهر زلزله خیزی نمانده است
ادامه شعر بازديد 49 نفر 134 نمایش
پرپر نزن تلاش تو بيهوده ست
اين دست ها به خون تو آلوده ست
اين بار هم رفاقت و نامردی
تا بوده روزگار همين بوده ست
من عاشق همانکه تو او را دوست
ادامه شعر بازديد 74 نفر 184 نمایش
سلام. دلم تنگ شده بود برای کوچه باغ شعرنو
در من هوای گفتن يک چارپاره نيست
نه،جز غزل برای دلم هيچ چاره نيست
هفت آسمان گذاشته ام زير پا ولی
ادامه شعر بازديد 89 نفر 228 نمایش
چنديست فکر اغلب مردم عوض شده
معنی اعتقاد و توهّم عوض شده
با عيش و نوش هم به خدا می توان رسيد
راه شمال و جاده ی قم عوض شده
آدم خوش است، روی ز
ادامه شعر بازديد 75 نفر 167 نمایش
خدا کنه آخرین شعری نباشه که توی سایت میذارم. آخه اوضاع خوبی ندارم.
چون شعر به دفترم شناور هستم
با یک غزل تلخ برابر هستم
دور و بر من پر است
ادامه شعر بازديد 84 نفر 174 نمایش
این بیت،بی تو یک شبه گیرم غزل شود
معلوم نیست وعده تو کی عمل شود
من صخره سکوت و تو امواج واژه ها
این دست ها چگونه برایت بغل شود؟
در کام تلخ
ادامه شعر بازديد 58 نفر 160 نمایش
مفعول و فاعلات و مفاعیل و این غزل
تنها امید شاعر خلوت نشین «غزل»
در دام هیچ قالب شعری نیامده
«چشمش» فقط شکار تو شد،آفرین غزل!
گشتم میان ک
ادامه شعر بازديد 90 نفر 213 نمایش
کردم بهانه پیش تو این اشک و آه را
گم کرده ام حساب و کتاب گناه را
خواهی اگر به دیده قهرت نظر کنی
حتی دریغ می کنی از من نگاه را
باور نمی کنم ک
ادامه شعر بازديد 59 نفر 138 نمایش
از آسمان فراری و از عشق شاکی ام
از بال و پر چه سود، که من مرغ خاکی ام
تا اوج رفته ای و نگاهی نمی کنی
بر روی دست ريخته ای آب پاکی ام
روز ازل ب
ادامه شعر بازديد 80 نفر 172 نمایش
بعد از صحبت با علی سعادتخانی قرار شد این شعر رو بذارم:
شاعر نشست و دفتر دل باز کرد و بعد
اینبار نیز یک غزل آغاز کرد و بعد
تصویر چشم های تو
ادامه شعر بازديد 122 نفر 260 نمایش



