دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي گلنوش حسينی
![]() گلنوش حسينی |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
کا بوسهای شبانه رهایم نمی کند
دلم از پژواک صدای شب می هراسد
فریاد از این همه خاموشی
و سرک کشیدن سایه ها بر انجماد زمین...
من زنده ا
ادامه شعر بازديد 11 نفر 39 نمایش
اين چرخها به کجا پيش ميروند
که کوهها پشت سرم کوچک ميشوند.
نيمه شب از خواب میپرم...
نه ميان ابرهايم نه اوج ستاره ها
ميان خاک نشسته ام و به فا
ادامه شعر بازديد 30 نفر 146 نمایش
نگاه کن
به ديوار
به آينه
به شب...
بخند
به خيانت
به نفرت
به پوچی..
من فقط از زندگی خسته ام
و از تکرار ثانيه ها
در يک هم آغوشی رخوت
ادامه شعر بازديد 45 نفر 133 نمایش
من آغازم
آغازبودن
آغاز نبودن
من سیگار و بنگ و نعشگی
وقتی که از میان دستهایم دود میشدی
دور میشدی
دود دود دور...
شب که ازصورتت نقش میشوم
س
ادامه شعر بازديد 31 نفر 117 نمایش
دردی عجیب در من است
در سکوت این شامگاه
کوچه بی عبور
رنگ باخته در سکوت خاکی انسان...
کسی از اهالی شب
به بهانه ی یک سراب گمشده
پرسه زنان بر
ادامه شعر بازديد 32 نفر 117 نمایش




