دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي فکری
![]() فکری |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
منطق پرواز مخصوص
لاشخور و کرکس تنها نیست
سقف پروازشان دائم در نزول
باند سقوطشان بر
لاشه متعفن
بر سطح مرداب است.
منقارشان آلوده ب
ادامه شعر بازديد 59 نفر 102 نمایش
به صف صف
از جلو نظام
خبر دار.
فرمانده عشق
وارد می شود
لحظه های بی کسی
به شکل
طناب می شود!
کيست اولين نفر بردار می شود؟
در اين م
ادامه شعر بازديد 83 نفر 117 نمایش
فلانی سر همسايه را شکست
و در جنازه مقتولش
دويد
در بر آينه ايستاد هی
به خود خنديد
سکانس آخر اين داستان
با همان آينه رگ
خود را بري
ادامه شعر بازديد 56 نفر 100 نمایش
می دود در کوچه پس کوچه های
شهر
هراسناک است و مضطرب
در کمین یک نگاه
سیراب از جرعه های غم
به دنبال سینه ای باز
نقشه های کویر
کشیده
ادامه شعر بازديد 36 نفر 76 نمایش
خورشید،دریا،صخره ها
شراب ارغوانی جاری
ما بین
سبزه ها
مست کرده لاله های
دشت و صحرا
نعره مستانه قناری ها
صورت های زیبا
عاشقی م
ادامه شعر بازديد 56 نفر 92 نمایش
بوی برنج شالیزارهای شمال و آن
دست های نمناک در حال
چیدنش
با نسیمی زیبا از
آشپزخانه برج همسایه
به مشام می رسد
و دستان آشپز فرانس
ادامه شعر بازديد 59 نفر 102 نمایش
سهم من در اين دنيا جز قلم
نيست
پهنه ای به اندازه یک برگ سفید
نیست
بُگذار بنویسم
آنقدر در بازی غم نپیچم
بُگذار بنویسم آفتاب زیباست
ادامه شعر بازديد 61 نفر 105 نمایش
سکوت به شکستن
شاخه ای خشک
شکست.
تیر از کمان رها
کبوتر صلح به خون
نشست
درخت پیر سیراب
از خون کبوتر
ققنوس در آتش
نشست
هراسی هو
ادامه شعر بازديد 61 نفر 109 نمایش
احساسم را روی پیاده رو کشیدم
عابری آمد آن را امضا کرد
روی دیوار کشیدم
دزدی از آن بالا رفت
با ماه زیبا رویم خلوتی جانا کرد
به آب برکه
ادامه شعر بازديد 57 نفر 90 نمایش
هر که از مادر نوشت
باز هم کم نوشت
دريای اسرارست
دامان مادر
قلم های دنيا خجل
از ازل تا قيامت کشت
من نتوانم از او نوشتن
قلم را در د
ادامه شعر بازديد 38 نفر 69 نمایش



