دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي حجت حصاری
![]() حجت حصاری |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
داد از بخت نگون
شده ام پیش بده ساخته در دیده نگون
نا خدایی که مرا کرد فسون
جرعه ای جام نخوردیم و شدم مست جنون
داد از سینه ی تنگ
که زند سنگ
ادامه شعر بازديد 10 نفر 40 نمایش
نو شکفته شاخه ی پژمرده ی عشقم شکست
تار پیوندی چنان باریک آخرسر گسست
دفتر عشق مرا
دلبرم بی خواندن برگی از آن آرام بست
گر چه خورشید آسمانم
ادامه شعر بازديد 19 نفر 45 نمایش
نه تورا شکستم ای بت نه فکندمت به چاهی
تو مرا شکستی اما زمن ای صنم چه خواهی
به ره که دیده دوز
ادامه شعر بازديد 59 نفر 123 نمایش
دلم شکست به یک آن به زیر پای نگار
دلی که خالی از اغیار بود وجای نگار
به او بگو که به دنبال صید دیگر باش
که صید خویشتن آمد شود فدای نگار
به
ادامه شعر بازديد 15 نفر 47 نمایش
پنداشتی مراد دلت پیش چشم توست؟!
این وهم , وهم توست
پنداشتی جواب محبت محبت است؟
این رسم, رسم توست
پاداش عشق تیشه ی او بود بر دلت
این زخم سهم
ادامه شعر بازديد 19 نفر 62 نمایش
پنداشتی مراد دلت پیش چشم توست؟!
این وهم , وهم توست
پنداشتی جواب محبت محبت است؟
این رسم, رسم توست
پاداش عشق تیشه ی او بود بر دلت
این زخم سهم
ادامه شعر بازديد 52 نفر 116 نمایش
آسمان آرام است
هرگز او غمگین نیست
هرگز او گریان نیست
آسمان می داند
اختران بسیارند
اختران زیبایند
به خدا آسمان شب زیباست
آسمانی پر نور
ادامه شعر بازديد 30 نفر 106 نمایش
امشب اندوه جهان یکباره در قلب من است
بند بند جان من لبریز اندوه و غم است
بارالها سینه ام تنگ است و این غم بس بزرگ وسینه سوز
روزهایم تیره و
ادامه شعر بازديد 30 نفر 109 نمایش
دلم آزرد نگاری که قرار از دل بیتابم برد
حال دل آرام است
چون که دلدار دگر در دل مرد
آن که شب تا به سحر خواب به چشم تر من کشت دگر دل نیست
او ن
ادامه شعر بازديد 24 نفر 88 نمایش
چشمهایم بتی از چهره ی زیبای تو ساخت
و در این دل جا داد
دل به بتخانه بدل شد دل خود می شکنم
تیشه ای بر دل خود می فکنم
در نهانخانه ی دل نقش تو
ادامه شعر بازديد 40 نفر 120 نمایش




