معرفي حجت حصاری


حجت حصاری
جنسيت: تاريخ تولد: جمعه 30 شهريور 1369
کشور: ايران شهر: مرند
hojjat_hessari_69@yahoo.com
دانشجوی مهندسی برق دانشگاه تبریز هستم. متولد 1369


آخرین اشعار ارسالی

داد و بیداد

داد از بخت نگون
شده ام پیش بده ساخته در دیده نگون
نا خدایی که مرا کرد فسون
جرعه ای جام نخوردیم و شدم مست جنون
داد از سینه ی تنگ
که زند سنگ


دفتر عشق

نو شکفته شاخه ی پژمرده ی عشقم شکست
تار پیوندی چنان باریک آخرسر گسست
دفتر عشق مرا
دلبرم بی خواندن برگی از آن آرام بست
گر چه خورشید آسمانم


اشتباه کردم(غزل)

نه تورا شکستم ای بت نه فکندمت به چاهی
تو مرا شکستی اما زمن ای صنم چه خواهی
به ره که دیده دوز


صفای نگار

دلم شکست به یک آن به زیر پای نگار
دلی که خالی از اغیار بود وجای نگار
به او بگو که به دنبال صید دیگر باش
که صید خویشتن آمد شود فدای نگار
به


ساده دل

پنداشتی مراد دلت پیش چشم توست؟!
این وهم , وهم توست
پنداشتی جواب محبت محبت است؟
این رسم, رسم توست
پاداش عشق تیشه ی او بود بر دلت
این زخم سهم


ساده دل

پنداشتی مراد دلت پیش چشم توست؟!
این وهم , وهم توست
پنداشتی جواب محبت محبت است؟
این رسم, رسم توست
پاداش عشق تیشه ی او بود بر دلت
این زخم سهم


زندگی بايد کرد

آسمان آرام است
هرگز او غمگین نیست
هرگز او گریان نیست
آسمان می داند
اختران بسیارند
اختران زیبایند
به خدا آسمان شب زیباست
آسمانی پر نور


ناله هايم کفر نيست!

امشب اندوه جهان یکباره در قلب من است
بند بند جان من لبریز اندوه و غم است
بارالها سینه ام تنگ است و این غم بس بزرگ وسینه سوز
روزهایم تیره و


در شگفت از عشقم

دلم آزرد نگاری که قرار از دل بیتابم برد
حال دل آرام است
چون که دلدار دگر در دل مرد
آن که شب تا به سحر خواب به چشم تر من کشت دگر دل نیست
او ن


من نه خورشید پرستم

چشمهایم بتی از چهره ی زیبای تو ساخت
و در این دل جا داد
دل به بتخانه بدل شد دل خود می شکنم
تیشه ای بر دل خود می فکنم
در نهانخانه ی دل نقش تو