دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي محمد کیهانی
![]() محمد کیهانی |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
تـــبلــور غــم مــن روح را طـلایـی کرد
ســرشک مــــردم من شهر را حـنایــی کرد
قلم که آتــــش او بـی زبانه مـی جـنبید
به گــل نـشــست و
ادامه شعر بازديد 14 نفر 25 نمایش
خیال می کنم از خواستگاه لادن ها
دوباره می دمی ای جاودانه ی تنها
تو را خیال من از سنگ غم تراشیدست
وگر نه مثل تو پیدا نمی شود هر جا
تو آف
ادامه شعر بازديد 16 نفر 22 نمایش
ای که پنهان شده ای در غم ها
رسـته ای از هــمـه ی آدم ها
جـان مـن بـی تو نـدارد یاری
خـیـز و ســوی من بیچاره بیا
اشـک مـن گر چه قدمگاهت نیست
ادامه شعر بازديد 17 نفر 33 نمایش
وقتی که شب روح تو را تسخیر می کرد
آیینه هم آیینه را تکفیر می کرد
ای آشنا وقتی که چشمان تو می مرد
هر لحظه در زیر نگاهت گیر می کرد
انگار
ادامه شعر بازديد 16 نفر 59 نمایش
هجا هجا به تو پیوند می خورم، اما
تو تک هجای امیدی که می روی بالا
و باز لحظه ی تقدیر می چکد آرام
و باز دست قضا می زند به صورت ما
میان شو
ادامه شعر بازديد 12 نفر 37 نمایش
تو تکراری ترین عابرانی
ولی در ذهن من ثابت نشانی
طنینی گرم و صاف و ساده داری
شکوه بی کران واژگانی
درین انبوه های نفرت انگیز
تو تنها مونس ر
ادامه شعر بازديد 15 نفر 44 نمایش
در محاق اطلسی ها
واژه ی تردید مردودست
هر که باید بود،اکنون هست
ور که را بودن نمی باید نخواهد بود!
در محاق اطلسی ها رنگ منگ زنگ رویان نیست
ادامه شعر بازديد 13 نفر 51 نمایش
گل بته های مانده به دیوار شهر ما
از سردی نگاه شما تاب خورده اند
در هم تنیده اند چو اشکال هندسی
در خواب رفته اند،اما نمرده اند!
شاید نگ
ادامه شعر بازديد 19 نفر 55 نمایش
حضیضِ مرگِ گنهکار را تصور کن
غروبِ یک شبِ کشدار را تصور کن
میان زمزمه هایِ فرو رونده یِ مغز
بیا نبودن دیوار را تصور کن
بدون مرز عناوین و س
ادامه شعر بازديد 10 نفر 39 نمایش
فردا برادران تو با مرگ می روند
فردا تمام ثانیه های درشت و ریز
در وسعت نگاه تو تبخیر می شوند
جز لحظه های مهر...
آن موسم عزیز
که در خاط
ادامه شعر بازديد 12 نفر 43 نمایش



