معرفي محمد بيدخوني


محمد بيدخوني
جنسيت: تاريخ تولد: پنجشنبه 1 اسفند 1364
کشور: ايران شهر:
آموزگار ناشنوایان


آخرین اشعار ارسالی

ياسين

نمایش مشخصات محمد بيدخوني ای دوست مرا چو جانِ شیرینی تو

در آتشم آن دمی که غمگینی تو

ای آن که درون سینه ام جا داری

در مصحف جان سوره ی یاسینی تو



گنج محبّت

نمایش مشخصات محمد بيدخوني باید پیاده رفت به شهر خیال ها
بی منت پریدن و بی جور بال ها
باید صعود کرد به اوج نگاه دوست
باید خروج کرد علیه روال ها
یارم درون پرده و د


بی تو در سیاره ی ما مهربانی ها کم است

نمایش مشخصات محمد بيدخوني بی تو بختم دود اندود است و حالم درهم است
روی برگ خاطراتم قطره های شبنم است
گریه هم دیگر نمی خواهد که آرامم کند
در هجوم بی وفایی، دوستی


دامنی از بوی تو

نمایش مشخصات محمد بيدخوني ناتوان بودم، جوان گشتم ز بوی موی تو
عهد بستم نگسلم از حلقه ی گیسوی تو
قامت صبرم کمان شد آن شب قدری که دل
آیه های ابتلا را دید در ابروی ت


پيوند

نمایش مشخصات محمد بيدخوني باید از مهر و وفا آغاز کرد
زندگی را با صفا آغاز کرد
زندگی را رنگی از احساس زد
طرحی از گلبوته های یاس زد
زندگی را با قلم موی خدا
رنگ ب


بیا که حوصله ی دل ز غصه ها سررفت

نمایش مشخصات محمد بيدخوني به من نگاه کن آقا که از تو بنویسم
دوباره می شود آیا که از تو بنویسم
ز هر چه جز تو نوشتم دلم نشد آرام
به من اجازه بده تا که از تو بنویسم
به شو


من شاعرم و نگاه را می فهمم

نمایش مشخصات محمد بيدخوني من شاعرم و نگاه را می فهمم
نمناکی بغض و آه را می فهمم
با دیدن رنگ غم به خود می لرزم
حس دل بی پناه را می فهمم
شب ها به خیال روی او می خواب


کجایی تو حالا، ببینی دلم را

نمایش مشخصات محمد بيدخوني تو پای دلم را به عشقت کشاندی
به دامم کشیدی، به داغم نشاندی
ز عالم بریدم، چو روی تو دیدم
تو اما پریدی، کنارم نماندی
من آن شمع سوگم که ت


کـم جار بـزن داغ نـهان جگرم را

نمایش مشخصات محمد بيدخوني ای آینه تصویر نکن چشم ترم را
کـم جار بـزن داغ نـهان جگرم را
آیینه دمی سنگ صبور دل من باش
در پـرده نـگـه دار غـم پـرده درم را
می سوختی


لیموهـایمان از بین رفت

نمایش مشخصات محمد بيدخوني بـاغ خرمـاها و لیموهـایمان از بین رفت
سیل آه آمـد هیاهـوهایمان از بین رفت

بادی از مغـرب زمین آمـد هـوا تغییر کرد
تاب گیسوهای بـانـ