دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي بی تا اميری
![]() بی تا اميری |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
از آن شبـی که شدم بی قرار آغوشت
شـدم ستــاره ی دنبـــاله دار آغوشت
زمیـن شدم که بگردم به دور تو شاید
کـه خارجــم نکنی از مــدار آغوشت
ادامه شعر بازديد 377 نفر 447 نمایش
به دوست که مهربانیش موجب سرودن این غزل شد
گاهي که روبه روي دلت مي نشاني ام
با هر نگاه تا ته غم مي کشاني ام
يک شعر ناب سر زده ي تازه مي ش
ادامه شعر بازديد 214 نفر 255 نمایش
چقدر خستهام از دست خالیات ای شهر!
هوای غمزده و خشکسالیات ای شهر
کدام حادثه باید رقم خورَد که کنم-
یقین به نیت پاک اهالیات ای شهر؟
ادامه شعر بازديد 141 نفر 169 نمایش
با زندگی ام بازی تازه نکنید
یا لا اقل اینکه بی اجازه نکنید
تصمیم نگیرید به جایم شب و روز
هی پیشنهادات افاضه نکنید
این سنگ زدن به جان ف
ادامه شعر بازديد 178 نفر 228 نمایش
قلبم اگر چه از تو شکایت نکرده است
یک لحظه از خیال تو غفلت نکرده است
ایوب می شوم که نفهمی بدون تو-
اینجا کسی به بی کسی عادت نکرده است!
ا
ادامه شعر بازديد 225 نفر 293 نمایش
صبح چهار شنبه ، سرِ سرنوشتِ من!
یک دردِ پا به ماه در اُردی بهشتِ من
آمد فرشته ای که کنار شب سیاه
با جوهر غمش بنویسد سرشتِ من
ساعت چهار
ادامه شعر بازديد 229 نفر 340 نمایش
نگرانم دوباره وُ امشب ، ناز ِ چشم ِتو مست در خواب است
پشت ِپلکِ ظریف و معصومت ،هرچه رويا که هست در خواب است
پاشو از خوابِ ناز، دلبندم ؛ با
ادامه شعر بازديد 166 نفر 302 نمایش
نزدیک تو ماندن چقدر اینجا به من دور است
-در شهر تاریکی که نا آباد و منفور است –
حتی برای چیدنِ گل جای خوبی نیست
از بس که خاکش خود پسند و ز
ادامه شعر بازديد 159 نفر 276 نمایش
ساعت̊ درست صفرِ بهار است وُ در خودم-
یک ســالِ خیسِ خستگی ام را قدم زدم
باران، کمی به خلوت من گریه کرده است
من هم به یاد چشم تو ، باران کم
ادامه شعر بازديد 162 نفر 299 نمایش
شبیه سایه مانده ام کنار بی قراری ات
بگو که سهم من چه شد میان بی شماری ات؟
به زیر ضربه های غم دلم شکست و خاک شد
و التماس می کنم به ضربه های ک
ادامه شعر بازديد 198 نفر 308 نمایش



