معرفي الهه


الهه
جنسيت: تاريخ تولد: یکشنبه 31 فروردين 1365
کشور: ايران شهر: ایران


آخرین اشعار ارسالی

عکس تو

چشم هایم را که می بندم
سایه پلک هایم مرا می خنداند
عجیب است
تاریکی چشم هایم هم ،نقش تو را دارند
چشم هایم را باز می کنم
دیوار عکس تو را در آ


شبيه طنز

نوروز بی مقدمه آمد
شب بود
و برف خنده اش گرفته بود
هشت و نه کنار هم نشستند
و هشت مثل همیشه شرمگینانه به زمین خیره ماند
در حالی که نه خ


برای تو و خنده هايت

می دانم دیر شده
می دانم ساعت مرا سرزنش می کند
و پنجره ،انتظارش را فراموش نمی کند
می دانم تو سال ها به بی توجهی های من خندیدی
خنده هایت


يک احساس صورتی

یک احساس صورتی
یک تصویر آشنا
تنها خاطره نیلوفری من است
این دست های من است
تهی و پر از زخم
زخم من درد نمیکند
فریاد هم نمی زند
در گ


نا سلامت

در سکوت و
در توهم
دیدمت یکبار دیگر
زخمی و از حال رفته
غیبتت ، گرچه مرا کشت
لیک من راضی نبودم
دیدمت، می دوی لنگان
یک عصا در دست دا


دلم تنگ است

تو گفتی
جنبۀ عشق ندارم
به هر جا می روی
پا می گذارم
تو گفتی
خسته ای از گریه هایم
از اندوه شب های تار و نابم
تو گفتی
اما من چیزی


تو مرا مي شنوی؟

با اجازه
لحظه ای می شنوی؟
این صدا مال من است
می شنوی؟
زحمتی است برایت،
اما
به همان عشق قسم
می شنوی؟
این منم
الهۀ لبخندها
ا


رويا

مثل آن کبوتر بال سپید
آغاز شد یکبار دیگر
صبح من
ساعتم یکبار دیگر رقصید
در درون مغز نا هشیار من
نور خورشید
خواب را از من ربود
به


پاييز دلم

با نت غمناک خش خش
رهگذر بیرحمانه می خندید
قلب او احساس را ورق می زد
نور چشمش بی وزن سنگین بود
برگ ها گریان که می افتند زمین
سایۀ ترس


خوش آمدی

دل به دریا می زنم
شاید که دریایی شوم
با نگاه گرم تو ، خواهم که همبازی شوم
سال ها در طلبت
شب را به صبح وصله زدم
حتی با ندیدنت به قلب خ