دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي اشکان مازندرانی
![]() اشکان مازندرانی |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
از عصر بيست و سوم خرداد
هر بار كه قلم بر مي دارم
براي شعري نو
ناگهان
ـ تو ـ
مثل گلهاي وحشي
از سطر سطر شعرهايم
مي رويي و
آن گاه
دستانم
خي
ادامه شعر بازديد 71 نفر 114 نمایش
دختر شعرهای من
تا
قلم
فاصله ی انگشتان من است
از چشم های هيزِِ پشت دیوار
نترس
حتی اگر
دفتر شعرهايم را
زنده به گور کنند
تو باز بی نقاب
خ
ادامه شعر بازديد 38 نفر 57 نمایش
هر شب
به هم آغوشی حافظ می روم
از دلواپسی فردای بی تو
و دوباره...
استخاره
استعاره ای از نگاه تو می شود!
از ترس رند شيرازی
دزدانه
به سياه چا
ادامه شعر بازديد 58 نفر 87 نمایش
جوب های گرفته ی خيابان
مثل رگ های بی غيرتت
بوی خيانت می دهند
و شمشادهای آشفته ی شهر
رنگ پژمرده ی مو هايت را گرفته اند
ديوارها آبستن خطوطی
ادامه شعر بازديد 62 نفر 108 نمایش
به چشمهای من
زل
مزن
ما
-فقط-
چند ساعتی
عاشق هم می شویم و
بعد...
*
فردا شب
که سرت را
روی بالش دیگری گذاشتی
شعری خواهم ساخت
ادامه شعر بازديد 79 نفر 134 نمایش
شب ها
تکیه بر دیوار خانه می زنم
که مگر
در آغوش سنگ
آرام بگیرم.
اما
جیب های گرسنه ی مردی
شبیه من
از آن سوی دیوار فریاد می زند:
ای هم بازیا
ادامه شعر بازديد 51 نفر 91 نمایش
خانه اي خواهم ساخت
با پنجره هايي
شبيه چشم هاي تو
تا هر بامداد
از نگاهت
مردمي را نظاره كنم
كه سنگ هاي زخمي پرتاب شده را
مرور مي كنند !
ادامه شعر بازديد 47 نفر 96 نمایش



