دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي حسين حسن پور
![]() حسين حسن پور |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
* شبيه من *
دستان بي رمقت
غنچه ي اميد
نمي كارد به راه من
نمي شنود گوشَت آه من .
فعل محال مي چكد
از زردِ زبان تو
سرخ نيست ديگر لبان تو.
ت
ادامه شعر بازديد 11 نفر 25 نمایش
سرمای زمستانه پر ميکشد از خانه
با رويش اميد و با سبز بهارانه
بلبل به طرب خوانی فرياد زند جانا
چون غنچه لبت بگشای ب
ادامه شعر بازديد 41 نفر 89 نمایش
** جنس نور و بوی گل **
می دهد پیغام خوش دل رانوید
طاق كسري را شكاف آمد پديد
ساوه رادریاچه ای خشکیده شد
نارِآتشگاه به خاموشي كشيد
آنچنان
ادامه شعر بازديد 22 نفر 114 نمایش
از آن پرچين مژگانت
چگونه رد شوم
در باغ چشمانت ؟ ...
چگونه انجماد گونه هايم را
نوازش ميكند
هرم نفسهايت ؟...
چگونه نور بي تابي
ز مهتاب نگا
ادامه شعر بازديد 31 نفر 138 نمایش
در بهت تاريكي
شمع در كورسوي نور خود
مي جست
راز بال و شعله را...
پروانه سخت آشفت ...
راز بيقراري را
در انتحار بالهايش
به شعله سپرد...
چشم
ادامه شعر بازديد 25 نفر 123 نمایش
( براي توئي كه كنجكاو سكوتمي )
نيمكت حياط خلوت خانه
در امتداد سالهاي طولاني سكوت
امروز به قضاوت نشسته است ...
زن فرياد ميزند ; اين مرد مج
ادامه شعر بازديد 9 نفر 73 نمایش
(تقدیم به همه مادران عاشق)
تو را حك كرده ام
در قاب چشمانم
كه در بيداري و خوابم
حضورت را هميشه
در تماشايم ..
هنوز در چشم من جاريست
سحرگا
ادامه شعر بازديد 22 نفر 76 نمایش
فلك چرخيده بر كامم
تلنگر ميزند،
سرانگشتان تقديرش..
حباب رخوتم امروز
ترك خورده
.
.
و دستانم كه ميرويد
شبیه شاخه های بکر و نورسته..
و پا
ادامه شعر بازديد 49 نفر 144 نمایش
آنچه امروز دور خود کشیده ام دیوار نیست ، چهار پرده از نقش توست كه آنها را به آسمان آويخته ام تا در حضور تو محصور گردم
نقش اول تصوير چشم تو
ادامه شعر بازديد 22 نفر 75 نمایش
امروز ميخوام تورو در سكوت بدون اسم صدات كنم تادر سكوتم همراه باشي .
من دير وقتيه كه از همين گذر بدون فانوس رد ميشم و تنها صداي خسته قدمهاي
ادامه شعر بازديد 23 نفر 66 نمایش



