معرفي احمد زمین نورد


احمد زمین نورد
جنسيت: تاريخ تولد: سه شنبه 4 دي 1363
کشور: ايران شهر: باسمنج


آخرین اشعار ارسالی

بو دوسلوق اولماز پایدار

رنج و محنت آرتیریر بو دوسلوق اولماز پایدار
قؤرخورام حلاجی چئکسینلر بو عشقه پای دار
نه بیر پیمانه وفا قئلدی نه بیر قول و قرار
شربت لعلین ا


ماه تو

ای شب تاریک مرا ، ماه تو
بر سر گمراهی ما ، راه تو
نیست مرا میل به در و گهر
مقصد و مقصود من از ، جاه تو
این دل غمدیده ز ما دل برید
گاه به دست ص


سه رباعی


خال سیهت دانه و چشمانت دام
دل دیوانه ی من با نظرت گردد رام
باز آی دگر بی تو نگردد مه و سال
وقت است که دل از لب تو گیرد کام
۲
ناوک مژگان تو،


موبتلا

کونول لر عشیقی دن سن قان ائدرسن
ایاغین توزی لان طوفان ائدرسن
اگر دم لن شفا وئرسه مسیحا
اوزون بیر باخئشا درمان ائدرسن
اگر بیر قطره لعلین


۱

رباعی


از چاه زنخ چشمه ی حیوان نوشم
بشکست صبا شیشه ی پیمان دوشم
هرچند که توبه کردم از باده خوری
گر امر کنی به صد دل و جان گوشم


کمند سيه


با کمند سیهش کرده شکارم امشب
در میخانه گشایید که زارم امشب
ساقی از جرعه ی لعلش نمکی کن در ایاغ
کز فراق بت مهروی فکارم امشب
گله از آتش عشق


راه وصال

میخانه پرصفا کن کز دور بشنوم بوش
امشب اجل امان ده تا گیرمش در آغوش
در پیش عارض او ماه تمام بشکست
بنگر شراب کهنه از خامی اش زند


سيرت و صورت

با من از بود مگو چونکه جهان بر باد است
رخ چه تابم ز مهی کو همه شب در یاد است
هر چه آید به سرت ای دل از این شورانگیز
سر فرود آر که دل از گذر


تو شاد باش

دل ندادم تا فراموشم کنی
با غم و غصه هم آغوشم کنی
با سرود نام تو دل می تپید
بس که رنجاندی شده مویم سپید
سهمم از دیدار تو جز غم نبود
جام خون


قبله ی وصال

فی الوصف اسمائه لشیخنا مریدیم
در قبله ی وصالش مذبوح ما یریدیم
گر در جمال یوسف دستی بریده گشته
نادیده روی او را بنگر چه ها بریدیم
با یادش