معرفي تنهاترین تنها


تنهاترین تنها
جنسيت: تاريخ تولد: شنبه 14 خرداد 1362
کشور: ايران شهر: مشهد
alone_icarous2006
مولانا شیخ کشک الدّین بدپیله
(فرهاد)
***********

من عاشق بدجنس و بلاسوخته ام!
بدپیلگی از چشمِ تو آموخته ام!
وز گیرِ سه پیچ و حقّه و بدقلقی
سرمایه ی آزار ِ تو اندوخته ام!

*************
آن روز که بدپیله به دنیا آمد
از سوی خودش، پیامِ کوتا آمد:
«من آمده ام وای وای وای! من آمده ام!
عشق فریاد کنم!
من آمده ام که ناز بنیاد کنم!
من آمده ام؛ وااااااااااااااای!...»

***************

ای که بر درگهِ بدپیله ی ما آمده ای
برحذر باش، که سر می شکند اشعارش!

*********

وبلاگ های ها:
1) سیمرغ: (اشعار و داستان های کوتاه من)
://lovegod2004.blogfa.com
2) ادبیات آسمانی: (اشعار نجومی من)
://adabyyateasemani.blogfa.com
3) قاصدک: (نقدهای جامعه شناختی و ساختارشناسانه ی بنده در حوزه ی شعر و داستان)
://zabanshenasi.blogfa.com
4) مولانا و مولاکم بدپیله: (اشعار و فتوکاتورهای طنز این جانب)
://superbadpileh3006.blogfa.com
5) بوسه ی فرانسوی (عاشقانه های من به فرانسه، انگلیسی و فارسی)
lovepoems4u.blogfa.com



آخرین اشعار ارسالی

بوس و بلوتوث! (با شرکت اجباری مرحوم خواجه حافظ)

"گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم"
بوسه ی داغ و خفن مثل عروست بدهم!
آتش دیر مغان شعله کشد از لب تو
گرچه جزغاله شوم، یک سره بوست بدهم!
تو



هیچ کس مثل تو به من نگفت:
”رستنی ها کم نیست”.
دیروز برایت پرجمعیت ترین مراسم را گرفتند
امروز به خاکت سپردند
اما
نمی خواهم افسوس نبو


عاشق بی اشتها + ناز پسرانه

(۱)
عاشق بي اشتها!
من دلبري چاق و سمين را دوست دارم
تأكيد كردم، من همين را دوست دارم!
از عمق دل گویم عزیزان، سفت و محکم:
تنها عيالم، نازني


قصيده ی ماچّیـــــــّــه!

قصیــــــده ی ِ ماچّیـــــّـــه!
ماتم به برگزیدنِ یک جا برایِ ماااااچ
تا هست جمله پیکرِ آن ماه، جایِ ماااااچ!
هرچند بی صداش بُوَد خوب


گفتم: غم تو دارم؛ گفتا: بشین سر جات
گفتم: که ماه من شو؛ گفتا که گم شو الوات!
گفتم: ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا که رسم بهتر این است بشکنم


گير دادن به همه چيز و همه کس و همه جا!

وقتی که لبم به بوسه ای قانع شد
در راه اراده ی خودش قاطع شد
قانون اساسی دلم گفت ببوس
شورای نگهبان لبت مانع شد
عجب داغه تنورِ انتخابات
زر


این به اون در + بابا مینیاتور!

(۱)
این به اون در!
تو رندي، من قلندر؛ اين به اون در!
تو ورّاجي و من كر؛ اين به اون در!
منو از درّ و مرجان آفريدن
تو رو از مهره ي خر؛ اين به او


سفر اوباما به ايران!

یکی پرسید: "اگر آید اوباما
کجا اوّل رود, برگو تو با ما؟!"
بگفتم: "مغز خر خورده است آیا
که آید تخم شیطان این طرف ها؟!
جهنّم درّه ای نبود عزی


نوروز و سيزده بدر!

سیزده بدر است و من هوایی شده ام!
احیاگر سنّت خدایی شده ام!
گر قافیه را باخته باشم, نه عجب!
مثنی و ثلاث و رباعی شده ام!
آمیخته شد نگاه من با


هان الفرار یاران! + ساغر داریم تا ساغر!

هان الفرار یاران!
«بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران»
از آن هجوم ناگاه، وان قوم نابکاران!
بر درب خانه، یک روز، با خون خود نوشتم:
"این جا