معرفي فریبا زلالی


فریبا زلالی
جنسيت: تاريخ تولد: جمعه 14 دي 1363
کشور: ايران شهر: بناب جدید
 mansan.225547


آخرین اشعار ارسالی

پرده در قلب

پرد ه در عشق چرا پرده ما را دريد
توسن قلب همه را بر كشيد
مه رخ ما با همه زيبايش
گشت نمودار همه داراييش
روز قيامتكه همه رفته اند
من به اسير


نعره همگان


وقتي كه تو رفتي همگان نعره گشودنند
كه پيمان تو و او رسيده است به پايان
در معركه بودم كه يكي گفت
ليلي كه مراد است در اين باب چه گويد
من سر


بي دريغ از فردا

به دقيقه ها گوش كن
آهنگي زيبا و مصيبت وار دارند
لحظه به لحظه از هم دور مي شوند
بي انكه بدانند تو غمگيني يا خوشحال
هيچ احساسي ندارند
مثل ه


ثانيه هاي بي حاصل


آيا يادت هست
در واپسين نگاههاي
از ياد رفته پاييز
چنا ن او را در يادها
داشتي
كه سيل حضور او مرا
از تو راند
يادت هست
گفتي آن بو


حادثه


گفتم از اين حادثه
هجرت نكنم
مي شكنم
حادثه ترك نكرد
گر چه شكستي ما را
روي دفتر چه 100برگ
نوشتم
گم شد
در سراشيبي تاب بازي دهر
گ


نگران

اي شما كه نگرانيد
نكند آب به باغچه دل
همسايه تان چكه كند
سربرآريد و ببينيد
كسي آنجا نيست
كسي آن طور كه شما
مي گفتييد
بر جا نيست
مادر


خوشي


دلم خوش عزيزم باهام قرار گذاشتي
وقتي مي پرسم چرا
ميگي خبر نداشتي
منتظرم نبودي
چه قد خوب دل سوزو ندي
ازت گذشتم اما
تو بي شرف نبودي
دلم خ


باور كن

مي خواستم باور كنم كه اين رفتنت بي ميل توست
مي خواستم باور كنم اين عاشقي در خون توست
اما دريغ و صد دريغ در عقل خود كردم شكيب
مي خواستم با ر


همدرد دير آشنا

اگر چه گفته ام دير آشنا بود
ولي با اين همه همدرد ما بود
قبول توبه را آسان پذيرفت
گناهي كرده بود و راست مي گفت
اگر چه سينه ام جيحون خون بود


كوچه بن بسته

كوچه بن بسته ولي
عشق تو بسته ولي
دارم از دستت ميدم
اين شكست تو ولي
قصه قر بوني ميخواد
شاد شدن بهت مي ايد
وقتي مي خندي چشات
دنبال من نمي آ