معرفي امیر عسگری


امیر عسگری
جنسيت: تاريخ تولد: جمعه 17 تير 1367
کشور: ايران شهر: کرج
amir.7219
www.ghabeshishei.parsiblog.com
www.amirasgari.blogfa.com


اي خاطرات كهنه پرپر
من خسته نيستم
ديريست خستگي ام
تعويض گشته است
با درهم شكستگي
من خسته نيستم
درهم شكسته ام
اين خود اميد بزرگي نيست؟
نصرت رحماني


آخرین اشعار ارسالی

وقتی زمستان خنجر از پشت می زند!!!

نمایش مشخصات امیر عسگری به مناسبت اولین برف بهاری!!!
*
*
*
چشمان پر حیرت درختان پر شکوفه
بر سفیدی برف زمستان مجروح
خیره می ماند .
تو،آرام و خرامان
ایستاده ای کنا


بهار در راه است...

نمایش مشخصات امیر عسگری تقدیم به تمام اهالی مهربان کوچه شعر به خاطر فرا رسیدن بهار طبیعت
آری
من خوب می دانم
که دگر بار،
خورشید به زیر پلک هایت
جوانه خواهد


آه...

نمایش مشخصات امیر عسگری چهرت ُپر است
از معصومیت گذشته های من.
و نگاه منتظرت
دریچه ست به آنچه که دوست می داشتم
اما آنها را ازیاد برده ام.
شوق و حرارت تنت
بازی


درختان

نمایش مشخصات امیر عسگری آب،آینه درختان برهنه است
که سر تعظیم بر آن
فرود می آورند
و اندکی خود را در آن،می نگرند
سپس
بی درنگ کمی آب می نوشند
وآرام بر می خیزند


سکوت بر سر فریاد

نمایش مشخصات امیر عسگری حرفهایم دیگر امروز
برای تو معنا نمی دهد
همان سخنانی که دیروز
تو را عاشق کرده بود!!!
جایی از کار می لنگد
بیا در کنارم بنشین
و به من بگو،


اندوه

نمایش مشخصات امیر عسگری چه بیهوده می باری ابرکم،
بر سر زمین خشکیده ای
که بهار را از یاد برده است
و اندیشه و جسمش
در هرم داغ کویر باورش
پر از بدگمانی سراب و
نرسید


عاشقانه ها (7)

نمایش مشخصات امیر عسگری تو مال من بوده ای
به اندازه لحضه های خیال،
و سهم من
از دوست داشتن تو،
شاید همین قدر بوده است.
*****
سوار بر زورقی
می رانم در دریای سفیدی


عاشقانه ها (6)

نمایش مشخصات امیر عسگری آرام باش!
حسرت مخور
پرواز کن،برو
که سرنوشت ما
همه از ابتدا رفتن بود.
پای در جاده بگذار،عبور کن
و به فکر من مباش،
که در هر ضرب آهنگ گامها


شعر واره های آواره (10)

نمایش مشخصات امیر عسگری 1)
"من نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد "
لعنت بر غرور،
براي گشايش راه آزادي
نگاه تو فقط
انتظار اشارت چشمان
مرا مي کشيد
2)
عاشق،
هميشه


با اندوهت مرا بفهمان

نمایش مشخصات امیر عسگری وقتی می گویم
دوستت دارم،
یعنی دوستت دارم!
به کلمات من شک مکن
به آنچه که نگفته ام بیندیش
و با اندوهت مرا بفهمان،
که چه واژه هایی
لایق ت