دنیا غزلی است مطلعش ناپیدا
سرشار ز استعاره ، مظلوم نما
خیام شوید و کلَک اش رابکنید !!
محصور کنیدش به رباعی تنها
معرفي سيما ( مهرآذر )
![]() سيما ( مهرآذر ) |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
چه سخته از ياد کسی که تورو
اندازه ی يه دنیا دوس داشت بری
خـلاف ميلت دل از اون بکنی
از روی بــوم آرزوت بپـری
منم همون قمری ای که خودش رو
ادامه شعر بازديد 201 نفر 262 نمایش
ازبس خودم را خورده ام
حالم از تو به هم می خورد!
می ترسم بالا بياورم
آينده را
وقتی نمی شود
گذشته را هضم کرد
ادامه شعر بازديد 117 نفر 153 نمایش
پای انتظار سررفته،
نشسته ام
تاوصله زنم
به مقصدِ دست نخورده
چشمهایم را.
اگرچه بیم دارم از
گمراهی جاده ها
در پيچ و خم ِفرداهای ن
ادامه شعر بازديد 137 نفر 196 نمایش
اشک در چشمهايم يخ زده
با حرارت نگاهت
شبنم را
به گلگونه هايم بياويز
رگ هايم
از نفس های تو لبريز است
و ريشه هايم
از صلابت عشقت پابرجا.
ادامه شعر بازديد 778 نفر 997 نمایش
آوار شد بر روح ِمن يک حس سيمانی
آواره و خيسم در اين شبهای بارانی
در يک مدار ِبسته هی حول تو می چرخم
مرکز تويی اما خودت همواره حيرانی!!
شب پ
ادامه شعر بازديد 166 نفر 265 نمایش
چشمهايت را
غبارروبی کن
تا از انعکاس نفس های سبز
در مردمکهای سترون ِ
ستاره ی صبح سوخته
روز را روشن تر ببينی
نگذار دستان حريق آلودِ
با
ادامه شعر بازديد 86 نفر 172 نمایش
يک بار ديگر
سکوتت را
روی لب هايم
بکش
ورنگ کن آن را
قرمز آتشين!
رنگ عشق
...
يادت هست
روزی که در چشمانت
سبز شدم؟
تو بی درنگ
از روی خ
ادامه شعر بازديد 127 نفر 224 نمایش
از کنـار خاطرات بی تـو رد شدم
بين بغض و سيل گريه..آه، سد شدم
پرسه پرسه توی کوچه های خلوتم
زير ضربه های بی کسی لگد شدم
خيره در شب ِ نگاهِ
ادامه شعر بازديد 112 نفر 260 نمایش



