دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي محمد رضا ترابی
آخرین اشعار ارسالی
عطر جنون
در هوای چشمهای تو
می رقصد
بیا دلدارکم
بیا ببین
زخم های تنم
در انتظار دستانت می سوزد
بیا و تکرار کن
تکرار کن سوره های س
ادامه شعر بازديد 9 نفر 23 نمایش
در حاشیه شهر
دلت را بسته ای به حُکم چند چراغی که شب
روشنایی میدهد
در این هوای ملس
که بی بروبرگرد از بوی ماه گندیده ای که
از دست ظریفت می
ادامه شعر بازديد 39 نفر 81 نمایش
می گريزی زمن که نادانم يا بياميزی يا بياموزم
(مولانا)
بی خوابی انگشتانت
را فقط من می فهمم
وقتی در چشمهای تو هوا باريد
ادامه شعر بازديد 21 نفر 56 نمایش
تقديم به روح جاودان استاد محمدرضا اصفهانی
آسمان از نگاه تو می نوشد
که اينقدر آبی
می شود
دريا از
انحنای گنبدت موج می گيرد
خورش
ادامه شعر بازديد 40 نفر 87 نمایش
باران طراوت را از
چشماهای تو می نوشد
خورشید از سفیدی چشماهای
تو روشنایی می گیرد
آبشارها از زلف های ریزش می کنند
و من خوبی را از راز
نگا
ادامه شعر بازديد 7 نفر 29 نمایش
مشتی واژه از کف آسمان
برای نگاهت چیدم
چشمانت به اندازه دست دریاست
نگاهت به وسعت سقف
آسمان
چشمانت را می فهمم
ادامه شعر بازديد 5 نفر 33 نمایش
دوری من از دريا
پلک ستاره ها را به خاطر من خواهد گشود
يک پروانه عاشق
بر واژه کف آسمان گريه می چيند
سکوت مقدسی از تغزل شبنم
باغچه ی باران
ادامه شعر بازديد 14 نفر 51 نمایش
من امشب تو را ببوسم و
بمیرم
پلک هایم را بر شک خویش بگشایم
دچار گریه دریا شده ام
شکوفه از نبض مضطربش
بی زخم نخواهد گذش
ادامه شعر بازديد 11 نفر 32 نمایش
شکوفه
رنگ پرهایش را به یاد نمی آورد
پرنده
در قفس خویش پروازش را به یاد نمی آورد
دعا می کنم
سطرهای عاشقانه
از یادم نرود
(برگرفته از کتا
ادامه شعر بازديد 17 نفر 57 نمایش
من از امشب آسمان بنویسم
نبض ستاره ها را می گیرم
و دریا را برای گریستنم به آسمان هدیه می کنم
تبسم گریه هایم
عطش لبهایم را مضطرب می کند
هی
ادامه شعر بازديد 11 نفر 61 نمایش



