معرفي فرشيد افکاری


فرشيد افکاری
جنسيت: تاريخ تولد: دوشنبه 27 خرداد 1364
کشور: ايران شهر:
delpierotx
farshid.blogsky.com
farshidx.blogsky.com


آخرین اشعار ارسالی

واژگون

در کابوسهای بی تو
پرواز پرنده های آتشین
در آسمان مذابی
و من...
در میان دریای شعله ها
سوار بر تکه یخی مرده
به سوی آبشار خاکستری
بخارهای سر


عدالت ِمرده

پنجره ام همیشه
رو به کسوف باز بود
که در افق سرخ و سیاهش
پیرمردی سپیدپوش
پرسه میزد
روزهای سپیدم
در هجوم این سیاهی غمبار
بی نور و


قفس

پر زدن از توی قفس ، برای قلبم هوسه
من می دونم هر جا برم ، آخر راهم قفسه
میدونم هیچ ستاره ای ، توی شب من نمیاد
این بغض عاشقی به این ، قلبای آه


«شهر شیشه ای»

مثل تکه سنگی بودم
در شهر شیشه ای
طرد شده و تنها
با آنکه میدانم
نهایت ِ جاده های مه آلود
رو به شهرهای سنگی
یا کوهی بلندست
یا دره ای عمیق


لحظه ها

شبیه بارش ِ چترا رو کویر لحظه ها
شبیه ایست زمان توی مسیر لحظه ها
شبیه پر زدن ِ پرنده های بی نشون
توی آسمون تاریک و اسیر لحظه ها
مثه حک


ديوانه ی عشق


با ناز نگاه و لب خندیده برفت
با موی سیاه و رخ تابیده برفت
او رفت ولی برای دیوانه ی عشق
از دل نرود هر آنکه از دیده برفت
افسوس که همره د


«کوچه های بی سرا»


جاذبه ی وجود تو سوی تو میکشد مرا
گرچه روانه میکنی روح مرا به ناکجا
باور روح مرده ام رفته به سوی آسمان
وادی جان خسته ام روی زمین مرده ه


آتش عشق

من آن مسافر رازم به کوی آتش عشق
که میروم چو نسیمی به سوی آتش عشق
به آسمان نگاهت همیشه می گویم
نریز آب خیانت به روی آتش عشق
صدای عرصه ی


نگفتم...

به کی بگم که چشمات، دوباره زندونم کرد
تو آسمون غصه، ستاره پنهونم کرد
به کی بگم که حرفام، توی گلو نشسته
که غصه های پنهون، وجودمو شکسته
به


نگاه بی گناه

اشک در چشمان طفلی بی کس و دلسوخته
می درخشید آن ورای آتشی افروخته
با دلی آکنده از درد و وجودی بی پناه
چشمهایش را به دنیای سیاهش دوخته