دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي شیوا فرازمند
![]() شیوا فرازمند |
| ||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
شایـد برای ثانیههایم غزل شود، آن قصّهای که نقطهی پـایـان «منم» در آن
تقصیـر توست آنچه نوشتـم نـشد غزل، بردار بـیت بـیتِ مرا تو از
ادامه شعر بازديد 69 نفر 127 نمایش
پلنگ می شوم
و ماه را
در برکه چشمت می جویم
آویزان می شوم از مهتابی نگاهت
آخرین ترانه را که خواندم
افسانگی ام را در دستت می رویانم
.
.
.
.
و
ادامه شعر بازديد 72 نفر 138 نمایش
هر جا
دنبال تو
از افق های بی هیاهو
تا شرجی باریده بر تنم...
همیشه می دانستم
الهه ی چشمانم
مقدس نیست برای تو.
می ترسم از دربدری های
ادامه شعر بازديد 40 نفر 201 نمایش
مثل یک بمب خوشه ای هستی
روی سقف اتاق می افتی
می زنی زخم های پی در پی
در شبم اتفاق می افتی
ترکشت می خورد به هر گوشه
می خزم زیر دست و پا
ادامه شعر بازديد 58 نفر 191 نمایش
قدم
قدم
قدم
جلو که می روم
پرت می شوم
از واژه ها
که شکل تو را
کروکی میکشند
شبیه من
اینبار
تو
من..
و رد پاهایی که
به مقصد نمیرسن
ادامه شعر بازديد 44 نفر 156 نمایش
یک نفر جیغ میکشد هر شب، روی اعصاب من پیاده شده
شببهشب زنده میشود در من، از خطوطی که باز ساده شده
میکشد پنجه روی آینهها، زیر ت
ادامه شعر بازديد 45 نفر 106 نمایش
۱
یک عمر مرا نفس کشیدی هرشب
با غصه به بن بست رسیدی هرشب
بیهوده به نام عشق بازی کردی
گرچه زدلم خیر ندیدی هرشب
۲
چندیست که
ادامه شعر بازديد 85 نفر 224 نمایش
می رسد به ابتدای سادگی ، ارتفاع دست های تا خدا
اعتبار تازه می خورد جنون ، در سکوت کوچه های آشنا
دور تر از این شلال قصه هام ، سنگلاخ خفته
ادامه شعر بازديد 54 نفر 106 نمایش
بهار می شوم
با چشم های تو
که سوسو می زنند
ستارگی هايت را
لابه لای
ابرهايی که می بارند
بهار
بهار
بهار
...
نفس می کشم
سرسب
ادامه شعر بازديد 93 نفر 87 نمایش
میرود در مسیر پیدرپی ، باز هم در جهات سردرگم
و نفس هاش سخت و نالهکنان، بر تنش زخم نیش یک کژدم
و پر از حس شاعرانه شدن، حسرت رفتن
ادامه شعر بازديد 47 نفر 74 نمایش



