به ننگ کدام دورغ
در این قاب پوسیده
گیر کردهام؟
جایی که هر روز
به شکنجهای بیکرانه،
خون تازهای از صدای خدا میجهد.
5 دی 1388
ادامه شعر بازديد 10 نفر 41 نمایش
![]() ميلاد قزللو |
| ||||||||||||||||
به ننگ کدام دورغ
در این قاب پوسیده
گیر کردهام؟
جایی که هر روز
به شکنجهای بیکرانه،
خون تازهای از صدای خدا میجهد.
5 دی 1388
ادامه شعر بازديد 10 نفر 41 نمایش
شال شبت به سر کنی، پیرهن سیاه را
کل جهان خبر کنی، وسوسهی گناه را
ساعت خواب بشکنی در نفس شب سکوت
شورشیان به صف کنی، خندهی تیز ماه را
د
ادامه شعر بازديد 34 نفر 138 نمایش
کنج خیال پنجره، یاد تو زنگ میزند
بر نفس ستارهها نوای جنگ میزند
باز نگفته میزند دست به جام خون دل
برای جان دیگری تیر خدنگ میزند
ادامه شعر بازديد 12 نفر 47 نمایش
در حضور لحظههای منتظر، شوق را در بازی تو دیدهام
حس تلخ پردههای بسته را از نسیم روح تو پرسیدهام
در نگاه چشمهای خواب و خوش، سالها
ادامه شعر بازديد 10 نفر 53 نمایش
با گامهای ناگهان من را شهید میکنی
موی حضور لحظه را عشقی سپید میکنی
فکرم دچار سکته و قفل زمان شد جان من
در پاتوق شعرم کمی، ناز جدید م
ادامه شعر بازديد 21 نفر 120 نمایش
یک کمی کمتر به پا کن خندههای ناگهانی
فکر این قلب و خدا کن، سکتههای جاودانی
قبل بیداری چشمت، زنگ ما را کوک گردان
تا نگیرد جان ما را ناگ
ادامه شعر بازديد 29 نفر 61 نمایش
از سر خط تا به آخر، فاصله کلید ما شد
شعر من، چشم سیاهت، واسطه تنها خدا شد
روح تنهایی نشسته بر ورقهای سپیدم
جای خالی شد به نامت، روح من ب
ادامه شعر بازديد 18 نفر 74 نمایش
فصل آغاز سرود تن من، بغض این پنجره را باز کنی
وقت باریدن چشمان خیال، نمنمک بوی دلت ساز کنی
روز بیداری من از دیروز، قصهی عمر مرا میخو
ادامه شعر بازديد 14 نفر 57 نمایش
رنگینکمان را بکنید از ابروان آسمان
رنگ سیاهی بر زنید بر این تن رنگینکمان
از رنگهای منفعل دیگر دلم حالش گرفت
وقت است خاموشی زنید بر
ادامه شعر بازديد 21 نفر 61 نمایش
پیرهن چاک و دهان باز و نوایت فریاد
گوش عالم کر و ایمان همه رفت به باد
وقت خواب نگران من و شب آمدهای
ماه را کشتهای و آی نفسکش، ای داد
ادامه شعر بازديد 18 نفر 63 نمایش