معرفي ‌مهرداد . شيدا


‌مهرداد . شيدا
جنسيت: تاريخ تولد: سه شنبه 15 آذر 1339
کشور: ايران شهر: toronto
shkn3009yhc_raha


سفر به ماه ...











باور نمیکنی


نه باور نمیکنی


که من در انتهای دلم


آهی پنهان کرده ام و عشقی


که فاش نميگويمش به کس


رنگین کمان کودکی


آه... اگر سر بر می افراشت در آسمان


هوس آن کرده ام


که بادبادکی بسازم


از رویای نهفته در جانم


تا برهانمش در باد


این عقرب ناشناخته غربت


عجب نیش میزند


نیش میزند...


نیش میزند...


راهم را بسته است

بداهه ها دارم برای تو


تماما کودکانه


عاشقانه

میخواهم همراه تمام شب تاب های زمین



به زیباترین شب سفر کنم



بشویم شمالی ترین گیسوی ترا

در زلال باد

تو خیس می شوی از باد

من پر می شوم از تو

و دلم را عاشقانه

به ماه سنجاق میکنم

تا ببینی تا بخوانی

از سخنانی که نمی توان بر لب راند

اپریل دوهزار و هفت ...///
mehrdad ./ sheyda


آخرین اشعار ارسالی

خوش بحال باد (۲)


خوش بحال باد (۲)
ريشه در هزار آرزو داشت
دوستت دارم ــ من
دوستت دارم را بر باد نوشتم
با هزار آرزو به هزار سو
به دست باد سرگردا


بانوی ابريشم پارسی...

بانوی ابريشم پارسی...
الف را ابریشم نوشتم برای تو
و قامت بلند تو
هماره جاودانه ای در پیله تاریخ
ای بانوی پارسی .
باید گفت باید ن


با سكوت ...


با سكوت ...
هذيانم ...
اما روحم را نگو
همه فصل سرد اين بيشه
سراسر چشمانم را مي سوزاند
و باد سوزان است اين
كه از هيچ سوختني در


در تنگنای باد ...

در تنگنای باد ...
کبوتر بال شکسته . در باد در بدر شد
آنجا که برد بادش . از خانه بی خبر شد
غربت و باد و بوران .سرمای سخت سوزان
آخرش دی


آخر شاهنامه ...

آخر شاهنامه ...
حلوای, نابی ست عجب لب بر لب و زبانت
نمیدهی ارزانم . کز دست دهم ارزانت
شیرین نگردد دهان . از حلوا حلوا گفتن
منکه شیرین و


بانوی عزیز خاطرم...


بانوی عزیز خاطرم...
از آزردن بمن است میدانم
مرا در تنگنای مجالم میفشری
دیگر رمقی نیست
اما هر شب
ماه مهمان خانه ام است
باز هم


حرف سکوت ..

حرف سکوت ...
در تو در توی پس کوچه های تاریخ
بدنبال یک سند معتبر پرسه میزنم
مرا که گم گشته بود
میان حجمی از ابهام ندیدی


فانوس خیال

فانوس خیال
من کمی حوصله میخواهم
آری حوصله
آبی ترین آبی اگر باشد. چه بهتر
و کمی آرامش _ دل
کاندرین غربت تلخ
سخت به آن محتاجم
کم ا


حشوی ملیح.../ پیراهن آبی ماه...

حشوی ملیح...
کنایه که میزنی
خیس عرق می شوم
باشد.......... استعاره هایم را
از ماه نخشب می آورم برای تو
حشوی می سازم ملیح
از گردنه های


اندوه شبانه...


اندوه شبانه...
شبها که تو دیر میکنی
به انتظار چه بگویم
تا فاجعه های غربت مرا
سنگین تر نکند
هر آینه تا نگاه میکنم
کوچه ها خالی از به