تکلیف مو معلوم کن ...
شاعر پرویز کدخدایینه ،آرومی تو آغوشم
نه، می سازی با احساسم
خودم بدعادتت کردم
از این احساس می ترسم
نمیذاری با تو
متاهل تاریخ تولد: چهار شنبه 24 تير 1360 عشق را هر جا دیدی سلام برسان (بحر طویل)
خدایا با عشق جنگیدن چه زیباست و لیکن این کابوس با همه احساساتش خداحافظ
این همه تردید و ذهن خوانی از الناز
دریا...
مهتاب...
شب...
بوسه...
شب مهتابي دریای نگاهم،بی "غزل تو" سحر نمی شود
مــــــــن
نُتِ بوسه های دوستت دارم را برایت می نوازم،
ت
آغاز من پایان توست.(ترجمه)
هرگز نجوایت را فراموش نمی کنم
که به من آموخت با نومیدی بجنگم.
بگذار به تو بگویم آغاز من ، پایان توست.
دانه ها
A mistake or an error??
In the desert of my heart,
The rain is now blowing!
The wind is now raining!
As simple as this mistake,
I was beaten b
اکنون که سهمِ من از دنیا دلتنگیِ توست
بگذار در رؤیاهایم شناور باشم...
آغوشِ گرم تو، در نهانخانه ی خیالم، سهمِ من باشد...
اکنون که همه چیز خیال اس
به نام خدا
چه کس داند دلِ من از چه رنج دارد جز تو یا رب
نه او که دلبرش هستم نه او که هست یار و دلبندم ،یا رب
پریشانم،گرفتارم، ندانم دل، چه ها می
وقتی عروسک با تو ما شد،
آن روز بازي تازه آغاز شد.
گوش هاي عروسك، بايد فركانسِ آوايي كه قهرمان(!)
مي خواهد ، بشنود و مي شنود!!
باغچه ي مغز عروسك
Futile wish
آرزوی باطل
I liked to be loved by life
But life hit me by fate
با مهر زندگی کردن همه ی آرزویـ