دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي علی پاشایی
![]() علی پاشایی |
| ||||||||||||||||
آخرین اشعار ارسالی
ای پیر من ای سبو شکسته
ای مرهم و شرمِ پایه خسته
ای ساقی میگساری شب
ای طعم لَبت لَبم ببسته
ای بزم شب خدایی من
ای شور و بت جدایی من
ای حجم ت
ادامه شعر بازديد 11 نفر 15 نمایش
و آنگاه که چون دیوانگان چنگ بر عقده های گذشته می زدم
از راه رسیدی و من چون پری در خیال نازک
اندیشه هایت
در هوای مهربانیت به پرواز درآمدم.
ادامه شعر بازديد 17 نفر 32 نمایش
تو شبیهه لحظه هایه کودکی عزیز و پاکی
از تو زنده میشه روحم ، مثل بوی نم خاکی
تو شبیه بچه هایی ، که می میمیرن تو رفاقت
می سوزن پای رفیقا ، تا
ادامه شعر بازديد 49 نفر 59 نمایش
به یادت امشب و باید دوباره ذکر خیرت شه
تموم ساحت خونه سوا از جنس غیرت شه
به یادت آب خالی رو سلام تازه می خونم
تو آوازه قناریها، کدوم رازه،
ادامه شعر بازديد 20 نفر 33 نمایش
بشکن سکوت خسته ام ، من را صدا کن
من را زِ شرم ترس و نادانی، جدا کن
بشکن حقیقت در شکستن ریشه دارد
فرهاد هم بهر شکستن تیشه دارد
بشکن پیاپی پ
ادامه شعر بازديد 21 نفر 50 نمایش
با نفرت و حرص و طمع و کینه هم آغوش
در کوچه بن بست تو لب بسته و خاموش
آن بت شکن حادثه ها ، کور و غم آلود
در پای تو عمری به قدح ، خِرقه نیآلود
ادامه شعر بازديد 45 نفر 83 نمایش
شبیه گریه باران ، نجیب و زیبایی
کنار عکس ستاره، چه خوب پیدایی
به بال شاپرک کوچه میزنی بوسه
تو جشن ساعت عیدی ، سرود و آوایی
نیامده ز سفر ب
ادامه شعر بازديد 16 نفر 52 نمایش
من آنچنان پرم سوخته است
که دیگر امید به مداوا نمی رود
بابالهای سوخته پریدن چه سخت
با بال سوخته ، تلاش دوباره سخت تر
علت ؟ ... علت ... عل
ادامه شعر بازديد 19 نفر 35 نمایش
اول دفتری شده، شروع به اسمِ پاکیا
زیرش نوشته دفترِ ، خاطریه اقاقیا
صفحه اولو ولی ، یکی نوشته یادگار
نوشته :عاشقه ولی ، صبور و گرم و سازگ
ادامه شعر بازديد 30 نفر 61 نمایش
نه محتاجم به دیدارت ، نه سَرکش
دگر دستت ز دامن نیز ، برَ کش
که من آن سان ، دگر عاشق نباشم
صباحی است ،کردم دیده ترکش
که عصر عاشقی طی شد به
ادامه شعر بازديد 18 نفر 48 نمایش



